اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٣ - ١٣- روح قناعت
نزاعها، كشمكشها و تخاصمات است.
اكثر اين پيشامدها را بايد در كانال توجه بيش از حدّ به ثروت و انقطاع عاطفى نسبت به خويشاوندان جستجو كرد، بىعنايتى به كسانى كه همچون بازوهاى كارسازى مىتوانند در هر لحظه و برهه زمانى يار و ياور و مددكارى مفيد باشند.
چرا ايجاد حوادث معلول طبيعى و منطقى جمع ثروت نباشد؟ در حالى كه هر چه اموال بر هم انباشته گردد، به همان نسبت فكر انسان در زندان محاسبات محبوس و زندانى مىگردد؛ حتى در خواب هم فكر آزادى ندارد، و دائماً مشغول به محاسبه در مورد ثروت و راههاى ازدياد و حفظ آن است.
اين حوادث و بلاها را انسان خود آفريننده است، و مسلّماً خداوندى كه عالم به همه مكنونات است وقتى مشاهده كند، كه بندهاى در راستاى اطاعت از فرامين او به بيچارهاى رسيدگى كرد چرا در وقت بيچارگى و گرفتارى حوادثى را كه از ناحيه غير او به او متوجه مىشود، دفع نكند؟
مگر مىشود چنين نكند كه پيامبرش فرمود:
«الخلقُ كلُّهم عيالُ الله و احَبّهم اليهِ انْفَعُهُم لَهُم»:
«خلق همه به منزله خاندان خدايند، محبوبترين مردم در نزد خداوند سودمندترين مردم به خلق او مىباشند». [١]
٤- آسان شدن حساب در روز قيامت: آسان گرفتن بر خلق خدا كه عيال او محسوب مىشوند و به ويژه آسان گرفتن بر نزديكان و كمك كردن بر آنها مسلّماً آسانى در آخرت را به دنبال دارد، زندگى و حياتى كه بر محور آگاهى و معرفت دور زده و در آن هر فردى جلوهاى از جلوات الهى و رشحهاى از رشحات خداوندى به حساب
آيد، و هر كمكى به فردى بر مبناى چنين ديدى انجام پذيرد، حياتى معقول
[١]. شرح نهجالبلاغه محمدتقى جعفرى، جلد ٥، صفحه ٨٧.