اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٥ - ٢- ميانهروى در همه چيز
براى يكديگراند، زن و مردى كه هنوز لباس ازدواج را به تن نكردهاند، فاقد اين زينتاند و واقعاً نام تجرّد نام زيبندهاى است بارى اين افراد، چون عارى و مجرد از اين زينت گرانبهايند.
نكتهاى كه ذيل بحث لباس قابل طرح است، اين است كه خداوند انسان را بدون لباس از مادر مىزايد، ولى بقيه حيوانات را با قامتى زينت داده شده [١] به لباس به اين جهان وارد مىكند و يا سريعاً بعد از تولد به آنها مىپوشاند.
جاى سؤال است كه چرا خداوندى كه به اين انسان اين همه كرامت و نعمت داد از لباسى مضايقه كرد؟ جواب اين سؤال روشن است بايد گفت عارى بودن از لباس براى انسان به خاطر تكميل كرامت و اتمام نعمت بر او است، زيرا انسان اشرف مخلوقات است و بايد بتواند در هر مكانى پا گذارده، و در موقعيتى از مواهب الهى بهرهمند شود و لذا بايد برحسب تغييرات محيط، لباس عوض كند در دماى گرم لباس نازك و در دماى سرد لباس ضخيم بر تن كند و اگر با لباس همچون بعضى حيوانات باشيم دچار مشكلات مىگرديم.
خلاصه مطلب اين كه انسان با اين خلقتش نقصى بر اشرف بودن او وارد
[١]. از جمله حيواناتى كه به لباسى عجيب، زينت داده شده طاووس است، امام على عليهالسّلام در عجيب بودن خلقت طاووس در نهجالبلاغه خطبه ١٦٤ (فيض الاسلام) و ١٦٥ (صبحى صالح) سخن راندهاند، از جمله عبارات حضرت در اين باره اين است: تصور مىكنى استخوان پرهاى آن (از بسيار سفيدى و شفّافى) ميلهايى است از نقره و تصور مىكنى آنچه بر آن بالها روئيده شده از قبيل دايرههاى شگفتآور و گردنبندهاى طلايى خالص است و (به سبزى چون) تكههاى زبرجد مىباشد، پس اگر بالش را تشبيه كنى به گلها و شكوفههايى كه زمين مىروياند، خواهى گفت دسته گلى است كه از شكوفه هر بهارى چيده شده است و اگر آن را به پوشيدنىها مانند كنى (خواهى گفت) مانند حلّههايى است كه نقش و نگار در آن به كار بردهاند، يا مانند جامههاى خوش رنگ و زيبا بافت يمن و اگر آن را به زيورها تشبيه گردانى (خواهى گفت) مانند نگينهاى رنگ به رنگ است كه در ميان نقره مزيّن به جواهر نصب شده است.