اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٨ - ١٣- روح قناعت
عاقل آن است، كه: انجام كار را در آغاز بنگرد، و دورانديشى و تدبير نگرى را در مدّنظر گيرد، اگر نفس بر خِفّت و كمى احتياج عادت كند، نه در گشايش زندگى بسيار خوشنود و نه در سختى آن ناخشنود مىگردد، زيرا در هر دو حال به اندازه نياز مصرف مىكند.
يكى از عوامل پيشرفت اسلام در صدر اسلام و عدم شكست آن در زير فشارهاى شكننده دشمنان، منطبق شدن مسلمانان با نيازهاى اندك بود، آنها با اين عمل خود را در برابر فشارهاى اقتصادى بيمه كردند جريان محاصرههاى اقتصادى و شعب ابيطالب و سختى مسلمانان و در نتيجه مقاومت آنان زبانزد خاص و عام بود. اسلام از طرفى با تعاليم خود توسط پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله) و از طرفى با الگوسازى و ارائه الگوهاى مطمئن چون پيامبران و به ويژه پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله) مسلمانان را در اين امر يارى رساند؛ آنان را چنان ساخت كه اگر مىخواستند به زندگى پرزرق و برق روى آورند، كمال نفسانى و ايمان بارور آنها به آنان اجازه نمىداد، و چنان آنها را قانع كرد، كه به اندك چيزى مىساختند، و دم نمىزدند. امثال سلمان را چنان ساخت كه او با اينكه فرماندار مدائن بود، نقل مىكنند وقتى سيل آمد با اساس مختصرى كه داشت از شهر دور شد، و گفت: «نَجَى المُخَفَّفُون»: «رستگارند كسانى كه تخفيف در حوائج مىدهند و به كم قانعاند» زيرا در وقت خطر سريع مىتوانند از معركه دور شوند، همچون مرغ سبكبالى كه از چنگ عقاب تيزپرواز مىگريزد، ولى حيوان تنپرور در هنگام شكار شدن، قدرت فرار ندارد، و از اين روى در دام بلا سقوط مىكند.
بروز و صدور اين چنين حالات و سخنان از چنين بزرگانى همچون سلمان ريشه در رهبرىهاى رهبران آنان دارد. وقتى پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله) و على (عليه السلام) جانشين بلافصل او چنين قانعانه زندگى مىكنند، چرا پيروانشان اين چنين نباشند؟! پيروان يك رهبر نشان
دهنده حالات و فرامين او هستند، مولائى كه وقتى املاك شخصى و دسترنج خود را