اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٨ - ٢- ميانهروى در همه چيز
افراط و ديگرى به راه تفريط سير كرده بود و حضرت آنها را به راه متعادل رهنمون ساختند. حضرت وقتى به بصره وارد شدند چون علاء مريض بود به ديدن او رفته و وقتى وسعت خانه او را ديدند، فرمودند: «اين خانه وسيع را در دنيا چه مىكنى، در حالى كه تو به فراخى و وسعت آن در آخرت بيشتر نيازمندى؟! ولى مىتوانى اگر بخواهى با فراخى اين خانه، خانه آخرت خود را هم وسيع گردانى، از ميهمان در اين خانه پذيرايى نما و با خويشان پيوسته باش و حقوق شرعيه- اعم از خمس و زكات و صدقات و ساير حقوق واجبه و مستحبه- را از آن بده» سپس علاء از دست برادرش عاصم شكايت كرد كه او چون رهبانان كليمى پوشيده و از دنيا دورى گزيده، حضرت با او ديدار كرده و به او فرموده: «يا عُدَىّ نفسِه»: «اى دشمنك نَفْس خود» شيطان تو را به اين راه انداخته، آيا فكر مىكنى خداوند پاكيزهها را حلال كرده و كراهت دارد كه تو از آنها بهرهمند گردى، آيا به زن و فرزندت رحم نمىكنى؟!»
جانم فداى تو اى مولى كه راهنماى اين دو برادر به طريق حق و معتدلى و راهگشاى خطمشى ما در تمام مسائل فردى و اجتماعى.
پس از اين توضيحات درباره اين فراز از خطبه، كوتاه سخن اين كه اگر عاقلى لازم است راه ميانه و حد وسط را طى كنى و الا مصداق كلام مولا، خواهى بود:
«لا يُرى الجاهل الّا مُفرِطاً او مُفَرَّطا»:
«ديده نمىشود نادان مگر آن كه تندرو و يا كندرو است». [١]
مرحوم الهى در ذيل اين فراز
«ملبسهم الاقتصاد»
چنين مىسرايد:
|
هم آنان در لباس اقتصادند |
بهر كارى قرين عدل و دادند |
|
|
نه چون طاووس زينت كرده تن را |
نه چون گل چاكداده پيرهن را |
[١].- نهجالبلاغه كلمه ٦٧، فيض الاسلام (در نسخه صبحى صالح كلمه ٧٠ است و «لا تَرى الجاهل الّا مُفْرِطا او مُفَرَّطا» است يعنى «نمىبينى جاهل را الّا تندرو يا كندرو».