اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٨ - ١١- مردم از آنها در امانند
دورى مىگزيند، مثلا اگر زمينه عملى فراهم شده كه عرضُ و آبروى شوهرش در خطر است، ترسيده و دست را به آن عمل آلوده نمىكند». [١]
٢- قال رسولاللّه (صلى الله عليه وآله):
«مَنْ وَقى شَرَّ ثلاث فَقَدْ وَقى الشَرَّ كُلَّه: لقلقة و قبقَبةٌ و ذَبْذَبَةٌ فَلَقْلَقَتهُ لسانهُ وَ قَبْقَبَتُه بَطْنُه و ذَبْذَبَتُه فَرجُه»:
«كسى كه بپرهيزد از شرّ سه چيز، پس پرهيز كرده است از جميع شرور
: لَقْلَقه و قَبْقَبَه و ذَبْذَبَة، پس لقلقه او، زبان او و قبقبه او شكم او و ذبذبه او آلت شَهَوى او است» [٢]
حضرت در اين روايت منشأ جميع شرارتها و بديها را، سه چيز معرفى كردند، كه به هر نسبت تحت كنترل عقل قرار گيرد، به همان نسبت از بديها و زشتيهاى فرد كاسته مىشود «اعاذَنَا الله من شرور هذه الثلاثة».
در پايان به گلستان الهى و ديوان اشعار او رويم، وى در ذيل اين فراز (وشرورهم مأمونه) چنين نغز مىسرايد:
|
نبيند هيچكس ز آنان جفائى |
جز اين نبود طريق پارسائى |
|
|
نكو مردان تقوى پيشه در كار |
كنند انديشه ناخوب زنهار |
|
|
زپاكان مىنبيند هيچ كس شرّ |
شر انگيزد رخ ناپاك گوهر |
|
|
ز آنان چون همه نوشند بى نيش |
نبيند تلخى اى بيگانه و خويش |
|
|
كى از نخل رطب شد تلخ كامى |
كجا شهدى شرنگ آرد به جامى |
[١]. نهجالبلاغه، كلمات قصار، كلمه ٢٢٦ فيض و ٢٣٤ صبحى صالح.
[٢]. مستدرك، جلد ٢، ص ٣٠١؛ ميزان الحكمة، جلد ٥، صفحه ٤٤.