اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٧ - تجارة مُربحة يسّرها لهم ربّهم
مذمّت كننده تذكر دادند) جاى سجود و عبادت دوستان خدا و محل نماز گزاردن يا درود فرستادن و طلب آمرزش ملائكه است. محل نزول و فرودگاه وحى الهى، و محل تجارت دوستان خداوند است، در دنيا كسب رحمت كرده و بهشت را سود مىبرند». [١] عطار اين داستان را به نظم آورده مىگويد:
|
آن يكى در پيش شير دادگر |
ذم دنيا كرد بسيارى مگر |
|
|
حيدرش گفتا كه دنيا نيست بد |
بد توئى زيرا كه دورى از خرد |
|
|
هست دنيا بر مثال كشتزار |
هم شب و هم روز بايد كشت و كار |
|
|
زانكه عزّ و دولتِ دين سر به سر |
جمله از دنيا توان برد اى پسر! |
|
|
تخم امروزينه فردا بر دهد |
ورنكارى «اى دريغا» بر دهد! |
|
|
گر ز دنيا بر نخواهى برد تو |
زندگى ناديده خواهى مرد تو |
|
|
دائماً در غصّه خواهى ماند باز |
كار سخت، و مرد سست و رَه دراز |
بحث ما در صفت اخير است، كه حضرت ذكر مىفرمايد و در اين خطبه متقين هم به آن اشاره دارد، يعنى: تجارتخانه بودن دنيا. دنيا همانند بازارى است كه در آن تبادل كالا صورت مىگيرد، و چه اصطلاح زيبائى، بازار به معنى باز آر يعنى. هر
[١]. نهجالبلاغه كلمات قصار، كلمه ١٢٦ فيضالاسلام و ١٣١ صبحى صالح.