اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٨ - ٢٢- درمان طلبيدن از قرآن
بسيار بزرگ سخن مىگويد كه: زندگى دنيا و آخرت را تباه مىكند كفر موجب بىهدفى انسان در مسير زندگى مىشود، انسان بى هدف و بىايمان، انسان تهى و بيوزنى است، كه مثل فضانوردان در فضاى زندگى با هر نسيمى
به طرفى مىروند، اما انسان معتقد به خدا سنگين است، كه بادهاى كوه بركن هم او را به حركت درنمىآورد، هر آن دست انسان را گرفته و در آفاق و انفس سير مىدهد، تا با آيات الهى آشنا كند و ايمان را در قلب انسانها رسوخ دهد.
انسان جاهلى را هم كه دچار بيمارى (غَىّ) [١] و جهالت شده نجات مىدهد، انسان گمشده در وادى (ضلال) [٢] و ضلالت را هم از حيرت رهانده و مسير را به او مىنماياند، نه اينكه فقط راهنماست كه راهبر است، يعنى تا رسيدن به مقصد دست را گرفته و مىبرد، نه اينكه فقط بگويد راه از اين طرف است.
قرآن هم انسان جاهلى را كه از روى اعتقاد فاسد به جهالت و گمراهى افتاده راهنما است، و هم گمراهى را كه از راه صواب منحرف شده، خواه از روى اعتقاد فاسد و خواه بدون اعتقاد فاسد، خواه ضلالت شخص زياد باشد، به حدّ كفر، و خواه ضلالت در اعتقادات و اصول، و خواه ضلالت در احكام و فروع.
اگر سؤال شود چهار بيمارى كه مولى در اين كلامشان فرمودهاند، چگونه
[١]. (الْغىّ) چنانكه صاحب مفردات گويد عبارت است از جهلى كه از اعتقاد فاسد حاصل شود، (جهل يك وقت ناشى از هيچ اعتقادى نيست ويك وقت از اعتقاد فاسد است، اين دومى را غىّ نامند «الغىّ جهل من اعتقاد فاسد و ذلك انّ الجهل قد يكون من كون الانسان غير معتقد اعتقاداً لا صالحا و لا فاسداً و قد يكون من اعتقاد شى فاسد و هذا النحو الثانى يقال له الغىّ» مفردات، صفحه ٣٦٩.
[٢]. (الضّلال) مفردات گويد عبارت است از انحراف از طريق مستقيم و گمراهى، خواه سهواً و خواه عمداً، خواه كم و خواه زياد «الضّلال العدول عن الطريق المستقيم و يضادّه الهداية قال تعالى (فمن اهتدى فانما يهتدى لنفسه و مَنْ ضَلّ فانّما يضلّ عليها) و يقال الضّلال لكل عدول عن المنهج عمداً كان او سهواً، يسيراً كان او كثيراً» ٢٩٧.