اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٩ - اخلاص در قرائت قرآن
براى كافرين هم (نُزُل) است، يعنى عذابهائى مافوق اين آتش و جهنم دارند كه قابل تصورّ براى ما نيست، در دعاى كميل حتماً ملاحظه فرمودهايد كه مولى بعد از اينكه اظهار ضعف در مقابل بلاهاى دنيوى و عقوبات و ناملايمات آن مىكند، و مىگويد: بلاء دنيا دوامش كم و مدتش كوتاه است مىفرمايد: چگونه بر بلاء آخرتى كه ناملايمات و دردش بيشتر و مدتش طولانى است مقاومت كنم، سپس كلام را به اينجا مىرساند كه: «فَهَبْنى يا الهى و سيدى و مولاى و ربّى صبرتُ على عذابك فكيف اصبر على فِراقك وهبنى صبرتُ على حَرّ نارِك فَكيفَ اصبرُ عن النّظر الى كرامتك»: «بر فرض اى معبود و آقا و مولاى و پروردگارم صبر كردم بر عذاب (دردناك و جانسوز تو) چگونه صبر كنم، بر دورى و فراق از تو و بر فرض صبر كردم بر سوزش آتش تو، چگونه صبر كنم بر چشمپوشى و دورى از كرامت و بزرگوارى تو».
از اين كلمات مولى در دعاى شريف كميل فهميده مىشود كه: فراق و دورى از خداوند و عدم رضايت او از بندهاش و حرمان از لقاء و دورى از رحمت و كرامت او، از زمره عقوباتى است كه بالاتر از عذاب جهنم و سوختن جسم است، زيرا مولى مىفرمايد اگر بر عذاب صبر كنم، چگونه بر اين امور صبر كنم؟! و به طور كلى مىتوان گفت هر نعمتى كه مافوق بهشت براى بهشتيان بود ضد آن عذابى مافوق عذاب جهنم براى جهنميان است. خداوند جرعهاى از حالات بهشتيان را به ما بنوشاند تا مست آن جمال شويم و ما را از حالات جهنميان دور دارد تا فرحناك از اين دورى شويم، بگذار اين بهشتيان و جهنميان را با اين حالات تنها گذاريم كه از درك آنها و جايگاههاى آنها عاجزيم و به سراغ چيزى رويم كه لااقل درك كنيم.
وقتى تلاوت كننده آيات به اين آيات مىرسد، بايد دقت كند، چه چيزى باعث شده متقين به اين مقامات رسند، آيا چه بهائى به آن پرداختند؟ اگر قارى اين
آيات دقت در اين آيات كند خود خواهد فهميد، به چه بهائى اين نعمتها را دهند، به ايمان و عمل صالح، چرا كه در سوره كهف فرمود اين نعمتها پاداش كسانى است كه