اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٠ - ١١- مردم از آنها در امانند
گياهى كه آن را مىخورد، و نابود مىكند بد است، ولى نسبت به خودش يا انسان يا گرگ بد نيست، مولوى مىگويد:
|
زهرمار، آن مار را باشد حيات |
ليك آن، مر آدمى را شد ممات |
|
|
پس بد مطلق، نباشد در جهان |
بد به نسبت باشد، اين را هم بدان» [١] |
نيش عقرب و رتيل و زنبورعسل را شرّ مىناميم، در حالى كه اگر از خود آنها سؤال شود، آن را نعمتى بزرگ پنداشته و گويند وسيله دفاعى ما اين است، همچنان كه شما اسلحههاى مختلف براى دفاع داريد، فقدان آن موجب هلاكت ما است، آرى به نظر ما شرّ است نه در رابطه با آنها، پس شرّ نسبى شد نه مطلق، بسيارى از حيوانات غذا و طعمه خود را با نيش به دست مىآورند، زهر را داخل بدن طعمه كرده و آن را از كار مىاندازند، عدم نيش اينها برابر با گرسنگى و سپس مرگ اينها است. ميكروبى كه ما آن را شرّ مىپنداريم و به ظاهر آن را شرّ محض مىانگاريم، از شكاف كوچكى وارد بدن شده و بدن سريعاً عكس العمل نشان داده و براى مبارزه با آنها گلبولهاى سفيد خون را كه همانند سربازان كار كرده و منظمى هستند، بسيج كرده و با ميكروبها و ستيز مىپردازند، اين ميكروب با اين به ظاهر شرارت و فسادش عامل خير مىگردد و آن پروريدن سلولهاى بدن است.
اگر ميكروبها اعتصاب كرده و به اجسام هجوم نياورند، مردم از لاغرى بسيار افسرده و كوتاه مىمانند و رشد آنها يا متوقف و يا لااقل كند مىگردد، دانشمندى گويد «اگر ميكروبها نبودند رشيدترين مردم شايد بيش از ٨٠ سانتىمتر رشد نمىكرد».
[١]. همان كتاب، صفحه ١٥١- ١٥٠.