اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤١ - ٣- روش آنها تواضع است
بايد سطح فرهنگ مردم بالا رود و درك كنند كه ابرقدرتها عامل فساداند، بايد بدانند تا مملكتى قوى نشود، ملتش ذليل است و بايد بدانند حق گرفتنى است نه دادنى، بايد بفهمند استكبار تابع حرف حساب نيست، در اينجا مناسب است واقعيتى را با زبان طنز بيان كنم:
گويند دزدى شبانگاه براى دزدى از ديوار خانهاى بالا رفته و چون ديوار بلند بود، بر زمين افتاده و پايش شكست، صاحبخانه بر او ترحّم نموده رهايش كرد، فردا دزد به حاكم شكايت كرد كه فلان شخص ديوار خانهاش را بيش از حدّ بالا برده و مرا به اين روز و حال انداخته، حاكم او را خواست و علت بلند بودن ديوار را جويا شد، مرد كه از قرائن متوجه شد حاكم خيلى حواسش پرت است، و حرف حساب را نمىپذيرد، تصميم گرفت مشكله جواب را از خود دور كرده و به گردن ديگرى بيندازد، لذا گفت قربان! تقصير بنّا است و من به او نگفته بودم اين مقدار ديوار را بالا ببرد، حاكم بنا را خواست او هم گفت من ٥٠ رديف مىچيدم ولى چون خشت مال، خشتها را بزرگ گرفته و استاندارد نيست ديوار بلند شده! حاكم خشت مال را هم خواست، و او گفت قربان نجّار قالب خشتها را بزرگگرفته و من بىتقصيرم نجّار را هم خواست او گفت تقصير دختر همسايه روبرويى است زيرا وقتى اين قالب را مىساختم سرش را از پنجره خانه بيرون كرده و من
حواسم پرت شد، او را خواست و به او گفت چه حقّى داشتى سرت را از پنجره بيرون كنى، گفت: