اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٣ - ٣- روش آنها تواضع است
عذاب داده شود. [١]
قال الباقر (عليه السلام):
«ما دَخَلَ قَلْبُ امْرَء شىء منالكِبْر الّا نَقَصَ مِنْ عقله مِثلُ ما دَخَله من ذلك، قَلّ ذلك او كَثُر» [٢]:
«داخل نمىشود در قلب و روان انسانى مقدارى از كبر الّا اينكه در مقابل ناقص مىشود از عقل او به مقدارى كه داخل شد كبر در قلب او، چه كم باشد و چه زياد».
٣- عن الصادق (عليه السلام) [٣] قال
: «مَنْ مَرّ بالمأزَمَيْنِ و ليس فى قلبه كبرٌ غَفَر الله لَه قُلتُ: مَا الكِبر قال: يَغْمِصُ الناسَ ويُسَفِّهُ الحق ...» [٤]
(امام صادق (عليه السلام) فرمودند: كسى كه مرور كند به مأزمين [٥] در حالى كه در قلبش كِبري نيست، خدا مىآمرزد گناهان» او را گفتم: كبر چيست فرمودند: «كبر آن است كه مردم را حقير و فرومايه داند، و نسبت سفاهت به حق داده و آن را خفيف شمارد ...».
٤- قال ابى عبدالله (عليه السلام) (ع):
«فيما اوحَى الله عزوجلّ الى داود، كما انّ اقرب الناس الى الله المتواضعون، ابْعَدُ الناس من الله المتكبّرون»
امام صادق (عليه السلام) فرمودند: «در بين سخنانى كه خداوند عزوجل به حضرت داود (عليه السلام) وحى كرد، اين سخن
[١]. اينكه گفته شد حرص و تكبر و حسد اصول كفر، و هر يك در واقعهاى متجلى و عامل عصيان شد از روايات هم استفاده مىشود از جمله روايت على بن الحسين زينالعابدين عليهالسّلام در سفينةالبحار، جلد ٢، صفحه ٤٥٨ ماده كبر و روايت امام صادق عليهالسّلام در اصول كافى، جلد ٢، صفحه ٢١٩، باب اصول الكفر.
[٢]. بحارالانوار، جلد ٧٨، صفحه ١٨٦.
[٣]. بحارالانوار، جلد ٩٩، صفحه ٢٥٥.
[٤]. غَمَصَ الناس: احْتَقَرَهُم (حقير شمُرد مردم را)- سَفَّهَ الحق: جهله فاستِخِفّ به ونَسَبَه الى السَّفَه (نسبت به حق جاهل بود پس سبك شمرد آن را و نسبت سفاهت به آن داد).
[٥]. الْمأزَم وِزان مَسجَد: الطريق الضَيّق بين الجبلين متّسع ما ورائه ... و يقال للموضع الذى بين عرفة و المشعر مأزَمان (الْمَأزَم بر وزن مَسجَد، راه تنگ بين دو كوه است كه دو طرف آن وسيع بوده ... و به مكانى كه بين عرفه و مشعر است مأزَمان گفته مىشود) مجمعالبحرين، جلد ٦، صفحه ٧ چاپ مكتبة مرتضويه.