اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٣ - ٢١- حزن در سايه قرآن
٢- تفسير دوم حزن متّقين اين است كه: به خاطر فراق و هجران از محبوب و معشوق خود اندوهناكند، آنها با خواندن قرآن و كلمات معشوق محزون شده و به ياد محبوب و محبتهاى او افتاده، و در فراق او مىنالند، اين حزن، حزن فقد محبوب است. آنها در اين دنيا خود را غريب احساس مىكنند كه دور از يار و ياور مجبور به زندگى در آن هستند، آنها در غم فراق و دورى از محبوب و نعمتهاى هميشگى او مىسوزند، آنها در هجران غم عشق گرفتارند، در اشعار شعرا بسيار سخن از غم عشق گفته است، اما چه خوش است غم عشقى كه بر دل متقيان حاكم است اين غم نه مثل غهمهاى عشّاق ديگر است، زيرا غم عشق آنها غم عشق خدا و غم عشق اينها غم عشق معشوق مجازى است.
در اينجا جا دارد نظرى به عشق حقيقى و مجازى كنيم، مراد از عشق حقيقى آن است كه معشوق حقيقتى ازلى و ابدى باشد و واقعيتى غير از او در جهان نباشد، حقيقتى كه بىنياز از غير است ذاتى كه واجد جميع صفات ثبوتيه و فاقد صفات سلبيه است، و در علم كلام و فلسفه اثبات شده كه غير از واجب الوجود (الله تبارك و تعالى) موجودى داراى اين ويژگيها نيست، و برعكس عشق مجازى تابع معشوق مجازى است. يعنى اگر معشوق مجازى شد عشق وابسته به آن هم مجازى مىشود. زيرا عشق، وابسته به معشوق است، و شاهد بر اين مطلب اين است كه عاشق هميشه در صدد برآورده كردن مطلوبهاى معشوق است، تا او را راضى كند. بنابراين هر چه معشوقى كه عشق پايبند به او است، با دوامتر باشد، عشق پر دوامتر و هر چه كمالات او بيشتر باشد عشق كاملتر است و چه زيبا است عشقى كه به تعاشق رسد، يعنى از دو طرف باشد و محبت دو طرفى گردد و چه بهتر كه اين تعاشق در عشق حقيقى باشد، يعنى خدا هم بر فرد مؤمن عاشق، عشق ورزد.
|
تا كه از جانب معشوق نباشد كششى |
كوشش عاشق بيچاره به جائى نرسد |