اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩١ - ١- گفتار صحيح
تقليد صداها را تكرار مىكنند، اين كه مىگويند انسان حيوان ناطق است و ناطق را به معنى مُدرِك كليات مىگيرند صحيح نيست، ما مىگوئيم نطق به همان معناى خودش است، يعنى سخن گفتن و تكلّم كردن، ولى متكلّمى كه پشت سر تكلّمش ادراك كليات نباشد، حيوان ناطق (انسان) نيست [١] بنابراين بيان و تكلّم انسان از
[١]. نكتهاى كه براى اهل منطق قابل تذكر است وجه تسميه علم منطق است، منطق را منطق ناميدهاند زيرا در لغت به معنى تكلم به حرفى است كه داراى معنا باشد، با توجه و قصد و تكلم بايد متكى به قانون صحيحى باشد كه به آن منطق گويند. از باب ناميدن سبب به اسم مسبب يعنى اين قانون تكلم و نطق صحيح بوده و اسم مسبب كه منطق به معنى تكلم كردن را روى سبب كه اين قانون (يعنى، علم منطق) است گذاردهاند.
اين وجه ظاهر كثيرى از منطقيّون است، از جمله قطب شيرازى در شرح رسالة، و عداهاى مثل مولى عبدالله در شرح تهذيب، بعضى ديگر از معاصرين در وجه تسميه منطق گفتهاند نطق به معنى درك كليات است و اين قانون طريق درك آن كليات را روشن مىسازد، ولى حق وجه اول است، زيرا در لغت نطق را به معنى درك كليات نيافتيم، چنانچه شيخ ابوعلى سينا در مقدمه دانشنامه اعتراف به اين مسئله دارد و مىگويد: مراد قدما از نطق معنى لغوى است و اطلاق نطق بر درك كليات اصطلاح متأخرين است.
(قيصرى هم در شرح فصوص تصريح به اين مطلب دارد، تائيد اين وجه هم اين است كه در زبان فرانسوى منطق را لوژيك ناميدهاند كه از كلمه يونانى لوكوس به معنى كلمه مأخوذ است.
بنابراين اگر اشكال شود، تعريف انسان به حيوان ناطق صحيح نيست، زيرا نطق مختص به انسان نيست چون ديگر حيوانات هم نطق دارند گرچه ما نمىفهميم و در قرآن سوره نمل آيه ١٦ آمده (عُلُّمنا منطِقَ الطير) حضرت سليمان عليهالسلام به مردم گفت: (به ما زبان مرغان تعليم داده شده است) در جواب مىگوئيم نطق به معنى تكلم به حروف با معنا و مفهوم است همراه با قصد و اين بيانى است كه خداوند مخصوص انسانها قرار داده (عَلَّمَه البيان) پس اطلاقش بر غير انسان مسامحه است، زيرا نطق، هر صوتى كه از دهان خارج شود نيست (البته انكار نمىكنيم كه حقيقت انسان متفكر و مُدرك كليات باشد بلكه شايد تعريف صحيح همين باشد چنان كه سقراط و ارسطو از انسان تعبير به نوس به معنى نفس متفكر مىكنند ولكن بحث در معناى نطق است كه گفتيم به اين معنا صحيح نيست)- براى مطالعه بيشتر به كتاب المنطق المقارن مراجعه نماييد.