اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٠ - ٢١- حزن در سايه قرآن
عذابها افتاده و محزون مىشوند. با خواندن قرآن به ياد طولانى بودن مسير و كمى زاد و توشه مىافتند و نمىدانند در نهايت به چه وادى سر مىسپارند، با تلاوت قرآن به ياد فرصتهاى از دست رفتهاى مىافتند، كه مىتوانستند بيشتر بهره برگيرند، ولى نگرفتند، آنها به ياد مرگ و قبر و سؤال نكير و منكر و برزخ و عقبات و فراز و نشيب مسير خود به طرف آخرت مىافتند، و اگرچه اميدوارند ولى مخزونند كه چه مىشود آيا اين مقدار طاعتها و عبادتهاى ما جوابگوى سؤالات دادگاه الهى خواهد بود يا نه؟!
اينها حقيقتاً خدا ترسان روزگارند، اينها كسانى هستند كه با مرور به قرآن به خود آمده، بر خود مىلرزند، و گويا پيامبر (صلى الله عليه وآله) را مىبينند كه آيات را بر آنها مىخواند. چرا نترسند كه خداوند به پيامبرش فرمود بگو:
(وَأُوحِىَ إِلَىَّ هَذَا الْقُرْآنُ لِانذِرَكُمْ بِهِ وَمَنْ بَلَغَ):
«اين قرآن به سوى من وحى شد تا شما و كسانى را كه اين آيات به آنها مىرسد انذار كنم». [١]
اين خداترسان نمونههاى بارزى براى (مَنْ بَلَغ) هستند كه قرآن بدانها رسيد و آنها انذار خدا و رسولش را پذيرفتند، و به دنبال اين ترس از جهل به عاقبت خويش محزون شدند، آنها نواى قرآن را در فضاى گوش جان، جاى دادند، و گويا قرآن با سكوتش با آنها سخن گفت، و امر و نهى كرد كه اين ويژگى قرآن است، چنانكه مولى على (عليه السلام) در نهجالبلاغه فرمود:
«فالقرآن آمرٌ زاجر و صامِتٌ ناطِق» [٢]:
«قرآن امر كننده و نهى كننده و ساكت ناطق است» امر كننده نسبت به معروفات و نهى كننده نسبت به منكرات است، ساكت و بىصدا است، زيرا جز حروفى و كلماتى بيش نيست، و در عين حال ناطق است، زيرا گوياى ادلّه و براهين الهى
است. آرى، چرا نترسند كسانى كه با دل و جان كلام الهى و سخنان ائمه و هاديان راه را شنيدند، واقعاً جاى
[١]. سوره الانعام، آيه ١٩.
[٢]. خطبه ١٨٢ فيضالاسلام و ١٨٣ صبحى صالح.