اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠ - اهميت تقوى در قرآن
و كسى اين مرتبه اول را دارد، كه لااقل جستجوگر باشد، و طالب حق، افرادى مثل ابوجهل حداقل درجه تقوى را هم نداشتند، زيرا در كنار درياى عظيم معارف حقّه بودند. و هر روز جوشش اين حقايق را از ميان دو لب پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله) مىديدند، ولى استفاده نمىكردند، در عوض كسانى هم بودند و هستند و خواهند بود كه مثلًا بعد از حدود ١٤٠٠ سال با اين كه دورافتادگان از اين دريا بودند، ولى حقايق را از ميان امواج هوا گرفتند، و به پيامبر نديده ايمان آوردند.
پس مراد از متقين در آيه كسانى هستند كه: لااقل زمين جان آنها شورهزار نباشد، و حداقل تقوى را داشته باشند و آماده پذيرش حق گردند و هرچه بيشتر به قرآن رجوع كنند روزنه وسيعترى از نور هدايت به قلب و زمين تاريك وجود آنها مىتابد، تا در نهايت تمام وجود آنها نورانى مىشود به نور الهى كه (اللّه نور السماوات والارض).
اگر كسى بگويد هدايت تشريعى خداوند براى كافر و مسلمان است، چرا اينجا مىفرمايد براى متقين است؟ مىگوييم بله، هدايت تشريعى براى همه است، امّانظر اين آيه به پذيرش و تأثر انسانهاست، كسانى از اين هدايت بهره مىبرند، كه حداقل مراتب تقوى را دارا باشند.
٢. (وَاعْلموُا انَّ اللّه مَعَ المُتَّقين)- بدانيد كه خداوند مصاحب با متقين است، خداوند در اين آيه تقوى را زمينه مصاحبت با خودش معرفى مىنمايد، به طورى كه ديگر بهشت با تمام جلوههايش در نظر متقين هيچ جلوهاى ندارد، زيرا بهشت هم با جلوههاى ملكوتى خداوند، بهشت شده است.
٣. (وَلَو انّ اهْلَ القُرى آمَنوُا وَاتّقُوا لَفَتَحنا عَلَيهِم بَرَكات مِنَ