اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٦ - ١٦ و ١٧- زهد در دنيا وشكستن زنجيرهاى اسارت
متوضّى (وضو گيرنده) ملتزم مىشود كه اين دو پا را، در غير مسير محبوب به حركت درنياورد، و با اين مسح از خدا استقامت ولينت و سرعت مىطلبد تا هر چه سريعتر به مقرّ و قرارگاه و مقصد خود رسد، و شايد به همين قوه نظريه و عمليه اشاره باشد (فَاخْلَع نَعْليك) در قرآن مجيد در داستان حضرت موسى (عليه السلام) يعنى با پيمودن راه بوسيله اين دو پا ديگر نياز به نعلين و كفش نيست، ديگر وصال حاصل شده، ديگر توجه به غير خدا نيازى نيست كه اگر توجهى به غير او هم بود در راه رسيدن به محبوب بود حال ديگروقت پرداختن به او است و توجه به غير او شرك است. [١]
پس با وضوى ظاهرى و فقهى تطهير ظاهر مىشود، گرچه مؤثر در تطهير باطنى نيز هست، اگر نگوئيم اصل تشريع طهارت ثلات (وضو، تيمم، غسل) براى تطهير باطنى است چنانكه در ذيل آيه وضوء و تيمم دارند:
(ما يُريدُ اللهُ لِيَجعَلَ عَلَيكُم مِن حَرَج وَلَكِن يُريدُ لِيُطَهِّرَكُم)
: «خداوند اراده نكرده كه بر شما حرج قرار دهد، بلكه اراده كرده تا تطهير كند شما را». [٢]
و اما وضوى باطنى، چنانكه برخى از عارفان گفتهاند: عبارت است از پاك كردن نفس از رذائل اخلاقى و برنامههاى پست و فرومايه و پاك كردن عقل از افكار هلاك كننده و آنچه باعث گمراهى و گمراه كردن است، و نيز عبارت است از پاك كردن سرّ درون از نظر به اغيار و پاك كردن تمام اعضاء از كارهائى كه عقلا و شرعاً ناپسند است.
با اين هر دو وضوء (ظاهرى و باطنى) مصداق روايت پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله) «الوضوء على الوضوء نور على نور» تحقق مىيابد، چرا چنين نشود كه صفاى ظاهر و باطن با هم در مىآميزد و به تعبير ديگر نور شرع در وضوى فقهى با نور بصيرت كه
[١]. بعضى نعلين را به دنيا و آخرت و بعضى به عالم ظاهر و باطن و بعضى به نفس و بدن تعبير كردهاند كه هر كدام محتمل است.
[٢]. سوره مائده، آيه ٦ ..