اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٦ - اخلاص در قرائت قرآن
مسلمين چنين كنند؟ بايد جهاد زبانى، قلمى و مالى كرد و هزينه جهاد و دفع تبليغات مسموم دشمن را تأمين كرد، بايد جهاد بدنى و جانى كرد، نه فقط با كافران كه با منافقان خطرناكتر از آنها كه قابل اصلاح نيستند، بايد جنگيد، تا كى ببينيم، وهابيت بر عليه اسلام راستين تبليغات كند وهابيتى كه نه شيعه را قبول دارد نه سنّى را، وهابيتى كه به طور نامشروع بوجود آمده و رشد كرده است، چگونه راضى شويم كه به قرآن و پيامبر (صلى الله عليه وآله) و تمامى مسلمين اعم از شيعه و سنّى اهانت شود، و ساكت باشيم، چرا نبايد فريادى به جز فرياد امام امت (ره) بر عليه شيطانى كه كتاب آيات شيطانى را نگاشت كشيده شود، فرياد بر عليه سلمان رشدى خائن كه خود را مسلمان مىپندارد، تا كى بشنويم به مقدسات ما توهين كنند، اگر قيام نكنيم مردهايم، حيات ما به قيام ماست، مرگ ما به سكوت ما است، بين حق و باطل هرگز صلح برقرار نمىگردد اين جنگ از سنّتهاى لايتغيّر الهى است، اگر فرياد زديم و مقابله كرديم دشمن عقبنشينى مىكند چنانكه در فتواى امام امت در حمايت از قرآن و پيامبر گرامى اسلام صلّى الله عليه و آله ديديم چه شد، فتوائى كه حكم ارتداد سلمان رشدى و قتل او را صدر كرد، او گرچه كشته نشود ولى مرده است، مگر مىتواند از سوراختى كه در آن خزيده است خارج شود، چندى پيش در جرائد نوشتند كه در كنفرانسى كه بنا بود او سخنرانى كند و دقيقاً محل مورد كنترل بود، نتوانست شركت كند، زيرا مأموران امنيتى از شركت او در جلسه جلوگيرى كردند و لذا متن سخنرانى او توسط ديگرى خوانده شد.
حاميان چنين افرادى و بانيان چنين نقشههائى بايد بدانند به غير از ضرر چيزى متوجه آنها نخواهد شد، فتواى امام چنان كرد كه در كنفرانس اسلامى، عَلىرغم تمايل بعضى از كشورها به ارتداد او صحه گذاشته شد، گرچه درباره كشتن او سخنى گفته نشد، حاميان او گرچه تلاش كردند كه اين عمل را مخالف
آزادى قلم و بيان و عقيده جلوه دهند، ولى جهانيان فهميدند كه مرز و محدوده آزادى آنها تا