اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦١ - ٢١- حزن در سايه قرآن
لرزيدن و قالب تهى كردن است، براى كسى كه درك حقيقى عقبات را كند، و قابليّت فهم معارف الهى را داشته باشد.
براى آگاهى از فراز و نشيب اين راه پرخطر كلماتى از مولى را كه در نهجالبلاغه فرموده، بشنويم. خود مولى در خطبه ١٨٣ كه در وصف قرآن و لزوم تحصيل ملكه تقوى است، چنين مىفرمايد: «بترسيد از خداوندى كه شما در برابر نظر او هستيد و زمام شما به دست اوست و حركات و سكنات شما را در اختيار دارد. (و قدرتمند بر هر كارى است) ... شما در دنيا كه جاى ماندنتان نيست، مسافر و رهگذريد، شما را به كوچ كردن از آن اعلام و به توشه برداشتن از آن امر فرمودهاند، و بدانيد اين پوست نازك (بدن شما) طاقت آتش دوزخ را ندارد، پس (از ابتلاى به آن) به خودتان رحم كنيد، كه شما خود را در دنيا به مصيبتها و سختيها آزمودهايد، (نتوانستهايد بر كوچكترين ناكاميهاى آن شكيبا باشيد) آيا ديدهايد يكى از خودتان كه چگونه ناله و اظهار درد مىكند: از خارى كه بدن او فرو رود و از لغزيدنى كه او را خونين كند، و از ريگ گرم (بيابان) كه او را بسوزاند، پس چه حالتى خواهد داشت، هرگاه بين دو طبقه از آتش باشد در حالى كه همخوابه سنگ سوزان و همنشين شيطان گردد، آيا مىدانيد آنگاه كه مالك (دوزخ) بر آتش غضب كند آتشها بر روى هم مىغلطند و يكديگر را مىگويند؟ ... اى پير سالخورده! كه ناتوانى در وجودت رخنه كرده، چگونه خواهى بود زمانى كه طوقهاى آتش به گردنها انداخته شود و غُلهاى جامعه به دست و گردن افتد؟ تا گوشتهاى بازوها را بخورد، (اگر بر اثر معاصى به اين عذاب و سختيها گرفتار شوى چه مىكنى)، پس اى گروه بندگان از خدا بترسيد، از خدا بترسيد، در حالى كه در تندرستى پيش از بيمارى (رسيدن مرگ) و در فراخى و آسايش (دنيا)
پيش از تنگى و سختى (قبر) آسوده