اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٣ - ١٣- روح قناعت
مشغول به دنيا است ولى كاره از آن، يعنى در عين مشغول بودن به دنيا به آن بىميل است؛ چنانكه راغب به مال هم مشغول دنيا است، و به آن ميل نشان مىدهد، و همين اشتغال اگرچه با كراهت همراه است، ولى خود حجابى از حجب ظلمانى عالم مادّه است.
در روايات زيادى بشارت به فقراء و افراد خفيف الحاجة داده شده، كه از مصداق بارز اين مبشّرين، پرهيزكاران كم حاجتى هستند كه به اندازه نياز توشه برمىگيرند.
البته جاى تذكر است كه خفيف الحاجة بودن ملازم با فقر نيست؛ بلكه گاهى انسان خفيف الحاجة است، و بيش از نياز هم در بساط ندارد، و گاهى بيش از نياز هم دارد، ولى در رابطه با امور شخصى مصرف نمىكند؛ بلكه در مواردى كه مورد رضاى خدا است صرف كرده، و براى خود به قدر نياز برداشت مىكند.
دو نكته را به مناسبت فقر متذكر شويم:
١- ممكن است به ذهن كسى بيايد كه: چنين انسانهاى متكاملى كه مستغنى از مال و منال هستند، چرا فقير ناميده مىشوند؟ اطلاق فقير بر چنين بزرگانى و چنين اغنيائى مثل اطلاق عبد است بر عرفائى كه حق عبوديت را شناختند، اگرچه عبد بر هر غافلى هم صدق مىكند، ولى هرچه عرفان و شناخت شخص نسبت به عبوديّت بالاتر رود، مُحِقتر بر اخذ نام عبد مىگردد. چنانكه در تشهد نماز خداوند متعال و شارع مقدس پيامبر خود را ابتداء با نام «عبد» و سپس با نام «رسول» مىستايد: (واشهد انّ محمداً عبده و رسوله). در رابطه با فقر هم هر چه عرفان نسبت به احتياج داشتن بنده به خدا در جميع امور بيشتر شود، اين شخص به موازات شناختش محقتر به اطلاق اين نام بر خود مىشود.
٢- در روايات بسيارى «فقر» ستوده شده، و براى فقرا مقامات بلندى در نظر گرفته شده است، از طرفى در رواياتى فقر مورد مذمّت قرار گرفته است، مثلا