اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٠ - ١- گفتار صحيح
تكلّم سكوت نمىكنند تا مُفَرِّط شوند و در مواضع سكوت سخن نمىرانند تا مُفْرِط گردند. [١]
نطق و بيان يكى از بزرگترين افتخارات بشر و نشانههاى خداوندى است كه در سوره الرحمن بعد از مسئله خلقت انسان و تعليم بيان، مطرح شده است. (الرَّحمنَ عَلَّم القُرآنَ خَلَقَ الانسانَ عَلَّمُهُ البَيانَ) [٢] معمولًا مىگوئيم حرف زدن آسان، عمل كردن مشكل است، ولى اگر دقت كنيم حرف زدن هم به اين آسانى كه فكر مىكنيم نيست، ولى چون براى ما به صورت عادتى درآمده، بسيار سهل جلوه مىكند، در موقع تكلّم از بين مثلًا دويست هزار لغت در ذهن بايد چند لغت انتخاب شود، يعنى دويست هزار فيش در بايگانى مغز بايد برهم زده شود تا قالب معانى مورد نياز گزيده شود، حتى براى گفتن جمله سادهاى مثل (لطفاً كمى آب بياوريد).
زبان در موقع تكلّم مثل فرفره مىچرخد و مانور مىدهد، آن هم در فضاى بسيار محدود و كوچكى. گاهى ١٠٠ نوع چرخش براى ١٠٠ نوع آهنگ ايجاد مىشود، بايد حروف را به هم مقرون كند و سپس كلمات را، تا جملهها تنظيم و تشكيل گردد، از اين مهمتر همان فكرى است كه در پشت سر اين نطق نظارت مىكند، حيواناتى مثل طوطى هستند كه تكلّم كردن را آموختهاند و حتى شايد بهتر از بعضى انسانها صحبت كنند، مثلًا مىگويد «لاحول ولا قوة الّا بالله العلى العظيم، لا اله الّا الله و غيره» اما نيرويى به عنوان فكر بر تكلّم آنها نظارت نمىكند، بلكه صرف
[١]. مرحوم خويى شارح نهجالبلاغه احتمال ديگرى را براى صواب ذكر كرده كه مراد خصوص توحيد و تمجيد خداوند و صلوات بر پيامبرش باشد كما اين كه آيه (لا يَتَكَلَّموُن الّا مَن اذِنَ لَهُ الرحمنُ وقال صواباً) سوره نبأ آيه ٣٨). اين طور تفسير شده، ولى اين يك احتمال است و نظرى كه در متن ذكر كرديم روشنتر است، زيرا اطلاق صواب شامل هر ضد خطايى مىشود و توحيد خداوند و صلوات بر پيامبر از مصاديق صواب است.
[٢]. سوره الرحمن، آيه ١ تا ٤.