اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧١ - ٢٢- درمان طلبيدن از قرآن
النَّبِىِّ لَسْتُنَّ كَأَحَد مِّنَ النِّسَاءِ إِنْ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِى فِى قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلا مَّعْرُوفاً): «اى زنان پيغمبر! شما مانند يكى از زنان ديگر نيستيد، اگر خداترس و پرهيزگار شديد، پس با نرمى و نازكى سخن نگوئيد، كه كسى كه در قلبش مرض است به شما طمع مىكند، بلكه متين و درست سخن گوئيد». [١]
همچنين در همين سوره مىفرمايد: (لَّئِنْ لَّمْ يَنْتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِى قُلُوبِهِمْ مَّرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِى الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلا): «اگر منافقين و آنانكه در دلهايشان مرض است و همچنين شايعه پراكنان دست از كارهايشان بر ندارند، ما هم تو را بر آنها برانگيزانيم، و مسلط كنيم تا از آن پس جز اندك زمانى در جوار تو زيست نكنند». [٢]
در شأن نزول اين آيه آمده كه: شهوتپرستان و منافقين هنگام شب، موقعى كه زنان مسلمان براى اقامه نماز در مسجد پيامبر (صلى الله عليه وآله) حاضر مىشدند، در بين راه مزاحم آنها شده، و با مزاح و سخنان ناروا آنها را آزار مىدادند، در اين مواقع اين آيات نازل شد. [٣]
چنانكه گذشت انسان منافق بيمار است، زيرا قلبى كه با شك و نفاق آميخته شد، همچون عضوى است كه مورد حمله ميكروبها قرار گرفته و بيمار است، و همچون ميوه رسيده و لذيذى است كه آفت زده باشد، و نيز انسان شهوتپرستى كه از حالت اعتدال عفاف در اثر افراط به پرتگاه شَرّه و فجور [٤] افتاده، بيمار است،
[١]. سوره الاحزاب، آيه ٣٢.
[٢]. سوره الاحزاب، آيه ٦٠.
[٣]. تفسير على بن ابراهيم طبق نقل نور الثقلين، جلد ٤، صفحه ٣٠٧؛ تفسير نمونه، جلد ١٧، صفحه ٤٢٦.
[٤]. در ذيل فراز (و انفسهم عفيفه) ذكر شد كه حالت تعادل قوه شهويه عفّت و حالت افراط آن شَرّه يا فجور و حالت تفريط آن خمود است.