اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٠ - ١٣- روح قناعت
وَ خَسِرَ هُنالَكَ المُبطِلُون): «چون (در روز رستاخير) فرمان خداوند سبحان رسد، به حق و راستى حكم شود، و در آنجا بيهودگان (و تباهكاران) زيان برند» حضرت در كلام خود اقتباس از اين آيه شريفه كردهاند.
شاهد بر اين (قباله) عقل است آنگاه كه از تحت تأثير هوا و هوس خارج گردد، و از علائق دنيا جان سالم بِدَر برد». [١]
اگر نبود بر حقانيّت تفوّق علم مولى بر ديگر خلفاء جز تنظيم اين قباله، كافى بود در تقدم او بر مدّعيان خلافتى كه سر تا پا جهل و گمراهى بودند.
بايد مطلب هشدار دهندهاى را متذكر شوم و آن اينكه: يكى از عوامل مؤثر در ايجاد فقر و يا بقاء آن، انباشته شدن ثروتها، نزد عدّهاى ثروتاندوز است، آنهائى كه درد فقر را در بدن احساس نكرده و مضمضه گرسنگى را در دهان خود نيازمودهاند، بايد دانست سرمايههاى موجود در جهان نامحدود نيست؛ بلكه محدود است، و استفاده بىحدّ، اسرافها، تبذيرها و انباشتن ثروتها، موجب اختلال در گوشهاى از نظام جهان مىگردد، و هيچ فقيرى فقير نخواهد شد، مگر اينكه مقدار و سهميهاى كه بايد به او برسد ثروتمندى بالا كشيده، و از آن بهره برگرفته است، و به قول مولى على (عليه السلام): «ما مُنعَ فقيرٌ الّا بما مُتّعَ به غَنىٌ»: «هيچ فقيرى از معاش خود محروم نمانده است، مگر اينكه يك غنى و توانگرى از حق مالى او بهرهمند گشته است» [٢]
اگر اين ثروتمندان به فقراء و نيازمندان عنايت كرده و مساعدت مىكردند، هيولاى فقط بر سر جوامع عموماً و كشورهاى مسلمان خصوصاً سايه نمىافكند، اى كاش فقز كمك نمىكردند و خود از ثروت خود استفاده مىكردند، كار امروزه به جائى رسيده كه آمريكاى به اصطلاح متمدّن و حامى بشر گندم اضافه خود را به
[١]. نهجالبلاغه قسمت نامهها و مكاتبات، نامه (كتاب) سوم از نهجالبلاغه فيض و صبحى صالم.
[٢]. شرح نهجالبلاغه محمدتقى جعفرى، جلد ١٠، صفحه ٢٦.