اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٠ - ١٠- مقام حُزن
مىفرمايند:
«وَ الزّهد فى الدنيا راحة القلب و البدن»:
«بى اعتنايى و كنارهگيرى از دنيا مايه راحتى قلب و روح و راحتى بدن و جسم است» در كلمات قصار مولى على (عليه السلام) هم آمده
«مَن اصبح على الدنيا حزيناً فَقَد أَصْبَح لِقضاء الله ساخطأ ... و مَنَّ لَهِجَ قَلْبُهُ بِحُبِّ الدُّنيا التاط قَلْبُه مِنها بثلاث: هَم لا يُغبُه و حِرص لا يَتْرُكُهُ وَ امَل لا يُدركُه»:
«كسى كه براى (به دست نياوردن كالاى) دنيا اندوهگين شود به قضاء و قدر خدا خشمگين گشته است، (زيرا راضى نبودن به نصيب و بهره دنيا در حكم راضى نبودن به آن چيزى است كه خداوند مقدّر كرده است) ... و كسى كه قلب و دلش به دوستى دنيا شيفته گردد، دلبسته شود از دنيا به سه چيز اندوهى كه از او جدا نگردد (زيرا اگر نيابد اندوهگين باشد و اگر يافت براى افزونى و نگهدارى اندوه خورد) و حرصى كه دست از او برنداشته و او را رها نمىكند و اميد و آرزويى كه هرگز آن را درك نمىكند.» [١]
٢- جواب مثبت دادن به خواستههاى شهوانى و اميال نفسانى، در روايتى از رسول اكرم (صلى الله عليه وآله) آمده
«رُبَّ شهوة ساعة تُورثُ حُزناً طويلا»:
«چه بسا لحظهاى شهوت رانى موجب غم و اندوه طويلى مىشود». [٢]
اين غم هرگز راهى به دل متقيان ندارد، زيرا تقوى و دورنگرى و عاقبتانديشى آنها مانع از غرق شدن در گرداب شهوات است. اين دو عامل از عوامل ايجاد حزن است و اما از جمله عوامل بقاء حزن هم دو عامل را متذكر مىشويم:
١. چشم دوختن به آنچه در اختيار مردم است، در روايتى از رسول اكرم (صلى الله عليه وآله) آمده:
«مَنْ نَظَرَ الى ما فى أيدى النّاس طال حُزنُه و دامَ أَسَفُه»:
«كسى كه نظر كند به آنچه در دست مردم است حزن او طولانى و تأسفش مداوم خواهد بود» [٣] وقتى چشمش به ساختمان مدرنى مىافتد كنارش ايستاده و آه مىكشد، كه چرا او ندارد؟!
[١]. كلمه ٢١٩ از نهجالبلاغه فيضالاسلام و ٢٢٨ از صبحى صالح.
[٢]. بحارالانوار، جلد ٧٧، صفحه ٨٢، ميزان الحكمة، جلد ٢، صفحه ٨٢.
[٣]. بحارالانوار، جلد ٧٧، صفحه ١٧٢؛ ميزان الحكمه، جلد ٢، صفحه ٣٩٣.