اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٢ - ١٠- مقام حُزن
يَضُرَّه طالَ حُزْنهُ و عَذَّبَ نَفْسَه»
: «كسى كه خشم و غضب كند بر كسى كه قدرت ضرر زدن به او را ندارد، اندوه خود را طولانى و نفس خود را در عذاب قرار داده است» [١]
بنابر آنچه ذكر شد، غم و اندوه به دو شاخه تقسيم مىشود: ١- ممدوح (غم سازنده) كه از جمله اينها سه غم اول است. ٢- مذموم (غم ويران كننده) كه از جمله اينها چهار غم آخر است.
حال چه كنيم تا غم فرساينده از ما رخت بربسته، و غم سازنده جايگزين آن شود؟ راهش اين است كه انديشه ما عوض شود. جهانبينىها، سرچشمه ايدئولوژىهاى انسان است، قرآن مىفرمايد: (... انْفِقُوا مِمّا جَعَلَكُمْ مُسْتَخْلَفِينَ فِيهِ ...) (عليهم السلام) «... انفاق كنيد از آنچه قرار داده شما را خليفه در آن چيز (يعنى شما جانشين او در تصرف هستيد)» [٢]
اين اموال امانت در دست شما است، نه از آمدنش خوشحال و نه از رفتنش بدحال باشيد، داستان معروفى است كه زن باايمانى كودكش از دست رفت، و خواست به همسرش خبر دهد، وقتى از سركار آمده به او گفت: اگر كسى امانتى نزد شما داشته باشد، و درخواست آن را كرد، چه مىكنيد؟ گفت: ردّ مىكنم و اين وظيفه من است، و جاى نگرانى و ناراحتى نيست زن گفت: پس بدان خداوند امانتى نزد ما داشت و آن را پس گرفت، چه امانتى؟ زن گفت: فرزند ما، و بنابر گفته خودت ناراحتى ندارد. بله در اينگونه موارد ممكن است غم و اندوه باشد، و جاى انكار هم نيست، لكن حزنى سطحى است نه ريشهدار و كشنده، اگر ديدگاه من نسبت به دنيا چنين باشد كه:
«قَنْطَرَهٌ فَاعْبُروها و لا تسكنوها»:
«پُلى است عبور كنيد از روى آن و ساكن نشويد» ناراحتى نسبت به حوادث هرگز پيش نخواهد آمد، وقتى دنيا محل سكونت و اطراق فرض شود نه محلى براى عبور و گذر، آن وقت جاى خوف است كه
[١]. بحارالانوار، جلد ٧٧، صفحه ٢٨١؛ ميزان الحكمة، جلد ٢، صفحه ٣٩٣.
[٢]. سوره حديد، آيه ٨.