اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠١ - اخلاص در قرائت قرآن
رابعاً چرا اين اشكال به تحصيلكردههاى امروزى نمىشود كدام محصلى تا قبل از فارغ التحصيل شدن اگر بخواهد به مقامات عالى و به پيشرفتهاى علمى رسد، كار مىكند، او كه مىخواهد به درجات عالى رسد فقط فكرش در درسش است نه كار، چرا اين اشكال را به معلمين عزيز و آموزگاران گرانقدر نمىكنند، مگر آنها بايد حتماً بيل به دست
گيرند تا كار كرده باشند، مگر كار آنها عبادت نيست، پس مواظب باشيد فريب كسانى كه نداى اسلام بدون روحانيت را سر مىدادند نخوريد، كه اگر اينها نبودند همين مقدار احكام را هم نداشتيم، اگر شيخ مفيدها و شيخ طوسىها و شيخ انصارىها و صاحب جواهرها و مجلسىها و شيخ بهائىها و ... نبودند چه داشتيم؟!
مبلغين در عين اينكه توقعى براى دريافت وجه در مقابل تبليغ نبايد داشته باشند، مردم هم بايد زندگى آنها را تأمين كنند تا بتوانند تحصيل كنند و در مقابل افكار خطرناك الحادى و اشكالاتى كه به ساحت مقدس قرآن و پيامبر (صلى الله عليه وآله) و امامان عليهمالسّلام مىشود دفاع نمايند، البته مردم بايد آن روحانىنماهائى كه نه تحصيل كرده و نه درس مىخوانند و فقط براى امرار معاش لباس روحانى پوشيدهاند و آبروى اين قشر را مىبرند شناخته و از سوء استفادههاى آنها جلوگيرى كنند، بايد اين فكر از بين برود كه وقتى مىگفتند روحانى يك مشت كَلّاش و دورهگرد و افرادى كه بر سر قبور قرآن مىخواندند در ذهن مىآمد اينها روحانى نيستند.
از مطلب دور نشوم كه بحث در اخلاص در قرائت قرآن بود، در روايت امام پنجم، قاريان قرآن را به سه دسته تقسيم مىكنند.
عن ابى جعفر (عليه السلام) قال:
«قرّاء القرآن ثلاثة: رَجُلٌ قرأ القرآن فاتّخذه بضاعةٌ و استَدَرَّ به الملوك و استطال به على الناس، و رَجُلٌ قَرَأ القرآن فحَفِظَ حروفَه وضَيَّعَ حدوده و اقامُه اقامة القَدَح، فلا كثّر الله هؤلاء من حملة القرآن، و رَجُلٌ قَرَأ القرآن فوضع دواء القرآن على داء قَلبِه فَأَسهَرَ به ليلَهُ و أظْمَأَ به نهارَه و قام به فى مساجده