اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠١ - ١٢- ترك تنپرورى
١٢- ترك تنپرورى
١٢- و اجْسادُهم نَحيفَةٌ
ترجمه: جسمهاى آنها (پرهيزكاران) نحيف و لاغر است.
شرح: منظور از بدنهاى نحيف چيست؟ آيا هر لاغرى پرهيزكار، و هر انسان فَربهى غير متّقى است؟ آيا ملازمهاى بين وجود تقوى و لاغرى بدن و بين عدم تقوى و درشتى هيكل وجود دارد؟ مسلماً جواب منفى است، زيرا چه بسيار بزرگورانى همچون امام باقر (عليه السلام) كه هيكلى درشت و بدنى فربه داشتند، و چه بسيار افراد پستى كه لاغراندام بودند، پس مراد از لاغرى بدن پرهيزكاران چيست؟ دو احتمال قابل تصوير است:
١- مراد اين است كه: همّ و غمّ و هدف آنها تنپرورى است و شكمبارگى و فرو رفتن در خواب و خور نيست، بهترين تعبيرات را در كلمات مولى در نامه [١] به عثمانبن حنيف [٢] مىتوان يافت، عثمان نماينده مولى و استاندار بصره بود كه در آن روز
[١]. نهجالبلاغه، نامه ٤٥ فيض و صبحى صالح.
[٢]. عثمان بن حنيف حاكم بصره و برادرش سهل بن حنيف از طرف مولى حاكم مدينه بود، و هر دو از اصحاب رسول خدا (صلى الله عليه وآله) و تا آخر عمر شيعه و دوستدار على (عليه السلام) بودند و از اين رو اهل رجال در نيكى اين دو برادر اختلاف و ترديد نداشته، در نقل اخبار آنها را مورد وثوق و اطمينان مىدانند، درباره عثمان بن حنيف دارند به دستور حضرت وقتى اصحاب جمل (طلحه و زبير و عايشه و پيروانشان) وارد بصره شدند، با آنها جنگ كرد تا اينكه قرار شد تا آمدن آن بزرگوار با هم مدارا كرده و زد و خورد نكنند، ولى اصحاب جمل به امر عايشه خزانهداران بيت المال را سر بريدند و گروهى را هم كشتند و موى سر و ريش و مژه و ابروى عثمان بن حنيف را هم كنده از شهر بيرون كردند كه در بين راه به حضرت رسيد و حضرت بر او گريسته و فرمودند، از پيش ما پير رفته جوان باز آمدى) (نقل از شرح نهجالبلاغه فيض، ذيل نامه ٤٥ و خطبه ١٧١).