اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٦ - ٢٢- درمان طلبيدن از قرآن
ب- شفاء روحانى و باطنى-
١- (قَدْ جَاءَتْكُمْ مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَشِفَاءٌ لِّمَا فِى الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ): «موعظه و شفائى براى سينهها و قلبهاى شما و
هدايت و رحمتى براى عالميان از طرف پروردگارتان براى شما آمد (و آن قرآن بود)». [١]
٢- (وَنُنَزِّلُ مِنْ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ): «نازل مىكنيم قرآنى را كه شفاء و رحمت براى مؤمنين است». [٢]
٣- (قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدىً وَشِفَاءٌ): «بگو اى پيامبر براى مؤمنين كه قرآن هدايت و شفا است» [٣] تا به اينجا روشن شد كه قرآن شفاء دردهاى بىدرمان معنوى و باطنى مؤمنين است و در مقابل افزاينده بيمارى كافرين و منافقان لجوجى است، كه ديگر در برابر سخنان حق خاضع نمىشوند و همچون خفّاشانى از نور حقيقت قرآن گريزانند.
ممكن است گفته شود، چرا قرآن شفاء و دواى درد باطنى مؤمنين است و افزاينده درد كافرين و ظالمين؟! (ولا يَزيدُ الظالِمينَ الّا خَسارا)
در جواب گوئيم: قرآن داروئى است كه: با روحهاى مستعدّ داراى ايمان تناسب دارد، و براى اين گونه بيماران مفيد است، و امراض چنين بيمارانى را برطرف مىكند ولى با روحهاى كفار و منافقين و مشركين لجوجى كه قلب آنها سياه شده تناسب ندارد، بلكه بيمارى آنها را تشديد مىكند، مثل اينكه بعضى بدنها با پنىسيلين سازگار نيست، و به همين جهت در موقع تزريق تست مىكنند، تا ببينند اثر سوء نداشته باشد، همين پنىسيلين در افرادى مفيد و نابود كننده ميكروب و شفابخش است. همين مطلب در امراض روحى هم هست، قرآن داروئى است كه با ساختار روحى مؤمنين سازگار است، و لذا شفا حاصل مىشود ولى با ساختمان روحى
[١]. سوره يونس، آيه ٥٧.
[٢]. سوره الاسراء، آيه ٨٢.
[٣]. سوره فصّلت، آيه ٤٤.