اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٥ - اخلاص در قرائت قرآن
نمىرسد، و خداوند بر هر چيزى توانا است». [١]
مسلمان وقتى اين آيات را مىخواند بايد بداند در مقام جهاد اگر كوتاهى كند اين خطاب قرآن متوجه او است، اين آيه اگرچه در مورد جنگ تبوك [٢] است، ولى مورد هيچگاه محصّص نيست، يعنى شمول اين آيه نيست به ما هم هست و ما اگر در مقام جهاد زبانى، قلمى، مالى، جانى قصور كنيم، چطور مىتوانيم در مقابل هجوم دشمن به مرزهاى كشورهاى اسلامى ساكت باشيم، چگونه مىتوانيم ببينيم صهيونيسم با عِرض و آبروى مسلمانان چنين مىكند، مگر على (عليه السلام) نبود كه وقتى شنيد خلخالى از پاى زنى يهودى در حكومت اسلامى ربوده شد، فرمود: اگر براى اين مصيبت كسى بميرد مورد ملامت نيست، چگونه راضى شويم، با ناموس
[١]. سوره التوبه، آيه ٣٩.
[٢]. درباره شأن نزول اين آيات از ابنعباس و ديگران نقل شده كه آيات درباره جنگ تبوك نازل شده است يعنى همان وقتى كه پيامبر صلّى الله عليه و آله از طائف به مدينه بازگشتند، مردم را براى جنگ با روميان كه همان جنگ تبوك است آماده كردند، اين آيات نازل شد. در روايات آمده كه پيامبر صلّى الله عليه و آله معمولا مقاصد جنگى و هدفهاى نهائى و اسرار جنگى را قبل از شروع جنگ براى مسلمانان روشن نمىساختند، زيرا مىترسيدند كه به دست دشمن افتد ولى در مورد «تبوك» چون مسافت بين مدينه و سرزمين روم زياد بود، و بايد مسلمانان هم آماده مىشدند، پيامبر صلّى الله عليه و آله صراحتاً خبر از مبارزه با روميان دادند، در ضمن فصل تابستان و گرما و وقت برداشت محصوص غلات و ميوه بود، و مسافت زياد و گرما و وقت برداشت محصول همه دست به دست هم داده، و جنگ را بر مسلمانان مشكل مىساخت. و لذا بعضى در اجابت دعوت پيامبر ترديد كردند، تا اينكه اين آيات نازل شد، و آنها را با ملايمت چنانكه در آيه اول است و بعد با تهديد، چنانكه در آيه دوم است، مخاطب قرار داد، (اين شأن نزول را به طور اجمال بسيارى از مفسران مانند طبرى در (مجمع البيان)، فخررازى در (تفسير كبير) و آلوسى در (روح المعانى) آورده است.
قابل ذكر است كه تبوك منطقهاى ميان مدينه و شام بود كه الان مرز عربستان است و در آن روز نزديك سرزمين امپراطورى روم شرقى كه بر شامات مسلط بود، قرار داشت، فاصله آن را تا مدينه ٦١٠ كيلومتر و تا شام ٦٩٢ كيلومتر نوشتهاند، واقعه جنگ تبوك در سال ٩ هجرى حدود يكسال بعد از جريان فتح مكه روى داد (خلاصه شده از تفسير نمونه، جلد ٧، ذيل آيه مذكور، صفحه ٤١٣- ٤١٢).