اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٩ - ١١- مردم از آنها در امانند
سفيدى و سياهى (به فرض اينكه رنگها امور واقعى باشند) صفتهاى حقيقى هستند، يك چيز كه سفيد است با قطع نظر از مقايسه با چيز ديگر سفيد است، و يك چيز كه سياه است خودش سياه است، و لازم نيست كه با چيز ديگر، و از آن جمله است كميت و مقدار. ولى كوچكى يا بزرگى صفتى نسبى است، وقتى يك جسم را مىگوئيم كوچك است بايد ببينيم با مقايسه با چه چيز و يا نسبت به چه چيز آن را كوچك مىخوانيم، هر چيزى ممكن است هم كوچك باشد و هم بزرگ، بستگى دارد، به اينكه چه چيز را معيار و مقياس قرار داده باشيم» [١] مثلا يك سيب را مىگوئيم كوچك است، نسبت به چه چيز كوچك است؟ نسبت به سيبهاى ديگر كوچك است ولى همين سيب نسبت به فندق و پسته بزرگتر است.
«خوب بودن يك قانون اجتماعى به اين است كه: مصلحت افراد و مصلحت اجتماع را توأماً در نظر بگيرد، و حق جمع را بر حق فرد مقدم بدارد، و آزاديهاى فرد را تا حدود امكان تأمين نمايد، اما تأمين همه آزاديهاى افراد صددرصد ناممكن است، و لهذا خوب بودن يك قانون از اين نظر، يعنى از نظر تأمين آزاديها نسبى است، زيرا تنها بعضى از آنها قابل تأمين است، قانون خوب آن است كه حداكثر آزاديها را كه ممكن است تأمين كند. هر چند مستلزم سلب برخى آزاديها است، پس خوب بودن يك قانون از جنبه تأمين آزاديها نسبت به قانونهاى مفروض ديگر است، كه كمتر از اين قانون قادر بر حفظ و تأمين آزاديها است» [٢]
«از اينگونه امورى (كه خود وجودى و منشأ امر عدمى هستند) آنچه بد است، نسبت به شىء يا اشياء معينى بد است، زهرمار، براى مار بد نيست، براى انسان و ساير موجوداتى كه از آن آسيب مىبينند، بد است، گرگ براى گوسفندان بد است، ولى براى خودش و براى گياه بد نيست، همچنانكه گوسفند هم نسبت به
[١]. عدل الهى، چاپ انتشارات صدرا، صفحه ٨- ١٤٧.
[٢]. همان كتاب، صفحه ١٤٩.