اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٣ - ٣- روش آنها تواضع است
٢. عقده حقارت: شخص متكبر در خود كمبودى احساس كرده و جبران آن را در قيافه گرفتن و باد به غبغب انداختن مىداند، اين چيزى است كه مطالعه روانكاوان به آن رسيده است.
در حديثى از امام صادق (عليه السلام) آمده:
«ما مِنْ رَجُل تَجَبَّرَ الّا بِذِلَّة وَجَدَها فى نَقْسِه»:
«مردى نيست كه بزرگى و تكبر كند الا به خاطر ذلّت و خوارى كه آن را در نفس و جان خود مىيابد» [١] اين ذلت همان عقده حقارت است، منشأ اين عقده معمولًا از دوران تولد و رشد در خانه محقّر فقيرانه يا مورد تحقير پدر و مادر و معلّم قرار گرفتن است. او در دوران كودكى وقتى مىخواسته حرفى بزند به او گفته شده تو هنوز بچهاى، و دهانت بوى شير مىدهد تو را به اين كارها چه، اين صحيح نيست ما دستور داريم براى بچهها بايد شخصيت قائل شد نه اين كه آنها را مورد تحقير قرار داد تا احساس كمبود كرده و با تكبر جبران كنند.
يا ممكن است منشأ آن فرزند نامشروع بودن باشد كه به عنوان مظاهر زشت دنياى صنعتى امروز محسوب مىشود، در هر سال در انگلستان نيم ميليون فرزند نامشروع به جود مىآيد كه اين مسئله مورد اعتراض دانشمندان واقع شده و اين رويه را خطرى براى جامعه انگلستان دانستهاند، زيرا اين افراد نامشروع اكثراً قتلها و سرقتها و عامل تشكيل دهنده پروندهها در دادگاهها هستند. چرا؟!
يكى از علل آن عقده حقارتى است كه در اين افراد رشد كرده، وقتى پدر و مادرش را نمىشناسد، وقتى متوجه حال خود مىشود، حس انتقامجويى در او شعلهور شده و زبان حالش اين است كه بايد از اين
جامعهاى كه مرا به اين روز انداخته، انتقام بگيرم. با غرور و تكبر مىخواهد خود را جلوه دهد تا كمبودش برطرف شده و قهرمان شود، اين قتلها و سرقتها خالى از انگيزه درونى است، او
[١]. بحارالانوار، جلد ٧٣، صفحه ٢٣٥.