اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٩ - ١٣- روح قناعت
او خانهاى از سراى فريب (دنيا) از جانب (محله) نيست شوندگان، و (خيابان) هلاك شوندگان و در برمىگيرد اين خانه اين حدود چهارگانه را: حدّ اول: به پيشامدهاى ناگوار (خرابى، بيمارى، گرفتارى، دزدى) منتهى مىشود و حدّ دوم: به موجبات اندوهها (مرگ عزيزان، از دست رفتن خواسته و سرمايهها) و حدّ سوم: به خواهش و آرزوى تباه كننده، و حدّ چهارم به شيطان گمراه كننده و درب اين خانه از حدّ چهارم: باز مىگردد (و ورود شيطان و اتباع و اولياء او آسانتر است).
اين شخص فريفته به خواهش و آرزو چنين خانه از اين شخص بيرون شده براى مرگ خريد، به بهاى خارج شدن از ارجمندى قناعت و داخل شدن در پستى و درخواست و خوارى (زيرا قناعت و بىنيازى را از دست دادن گرفتارىها و سختيهائى در بر دارد كه موجب ذلّت و خوارى است، پس در واقع بهاى خانهاى كه محل احتياج و نياز نبوده خروج از قناعت و شرافت و آبرو و دخول در ذلّت خواهش و سختى و گرفتارى است).
پس چه بسيار خسارت ديد اين مشترى در خانهاى كه خريد، پس بر بيمارى بخش اجسام پادشاهان و گيرنده جان جبّاران و زائل كننده سلطنت فرعونها مثل كسرى (پادشاهان ايران) و قيصر (پادشاهان روم) و تُبَّع (پادشاهان يمن) و حِمْيَر (فرزندان حمير بن سبَأ بن يَشْجَبِ بن يَعْرب بن قحطان كه صاحب قبيله بودند) و (نيز بر زائل كننده) كسى كه جمع كرد مال را برمال تا زياد شد، و كسى كه بنا كرد و محكم كرد و طلاكارى كرد و زينت نمود، و اندوخت و نگهدارى كرد، و به گمان خود براى فرزندان باقى گذارد بر آن زائل كننده يعنى خداوند متعال است فرستادن و جمع كردن اينچنين افرادى را در موقف و محل عرض اعمال و حساب و موضع ثواب و عقاب، زمانى كه فرمان قطعى (بين حق و باطل و بهشتى و دوزخى از جانب خداى تعالى) صادر شود و در آنجا بيهودگان زيان برند.
در قرآن كريم سوره مؤمن آيه ٧٨ آمده: (فَاذا جاءَ امْرُ اللّهِ قُضِىَ بالحَقِ