اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤١ - ٩- يقين در سر حد شهود
ضعيف. ميّت و فانى مىداند و اين پرثمرترين حالتى است كه انسان نسبت به حق پيدا مىكند، و اين مرحله حقّ اليقينى است.
البته با تدبر در آيات قرآن و روايات معلوم مىشود كه انسان از طريق علم اليقين به مرتبه عين اليقين و از عيناليقين به مرحله حقاليقين مىرسد، در علماليقين فعاليت مغزى و عقلى دخالت دارد، و در عيناليقين فعاليت قلب، و در حقاليقين جذبه الهى و عنايت خداوندى
|
تا كه از جانب معشوق نباشد كششى |
كوشش عاشق بيچاره به جايى نرسد» [١] |
صاحب جامع السعادات [٢] سخنى دارد كه ترجمه آن چنين است: «فوق مرتبه حقاليقين را بعضى از اهل سلوك اثبات كرده و تعبير به «حقيقت حقاليقين» و «فناء فى الله» كردهاند و آن ديدن عارف است ذات خود را كه مضمحل و محو در انوار خداوندى و سوخته پرتو جمال او شده، به طورى كه ديگر استقلالى براى خود نمىبيند، و تشبيه كردهاند به اينكه كسى يقين به وجود آتش كند، به واسطه داخل شدن در آن و سوختن پروانهوار در آن [٣]
[١]. عرفان اسلامى، جلد ١، صفحه ٣٤١.
[٢]. جامع السعادات، ج ١، ص ٣- ٢- ١٦١.
[٣]. استاد مىفرمود: از اين فراز نهجالبلاغه مىتوان هم مرحله حقاليقين و هم عيناليقين را استفاده كرد (كمن قد رَاها) اشاره به عيناليقين و (هم فيها مُنَعّمون) اشاره به حقاليقين باشد، ولى به نظر مىرسد كه «فاء» چون تفريع بر (قد رَاها) است، معنى چنين است، پرهيزكاران در اثر يقين به وعدههاى خداوند و مكاشفه حقايق، مثل كسانى مانند، كه با ديده ظاهرى بهشت را مشاده مىكنند، كه در آن مُتَنعِّماند و در اثر يقين به وعيدهاى خداوندى به منزله كسانى هستند كه با ديده ظاهرى جهنم را مىبينند، كه در آن معذّبند، و اين معناى عيناليقين است، نه حقاليقين، بله اگر اين طور تشريح كنيم: كه پرهيزكاران مثل كسانى هستند كه مىبينند بهشت را كه الان در آن متنعّماند، و مثل كسانى هستند كه جهنم را مشاهده مىكنند، كه الان در آن معذّبند، به مفهوم حقاليقين نزديك است، ولى نهاية عبارت يكى از اين دو را مىفهماند نه هر دو معنا را، فرق معنى اول و دوم اين مىشود كه رؤيت در معناى اول به نحوى است كه پردهها كنار رفته، و بهشت و جهنم و جايگاه ساكنان آنها را مىبينند، همچنان كه حجابها و موانع برطرف شده و آتش را مشاهده مىكنند، و در معناى دوم اين رؤيت به نحوى نيست كه منظرهوار نظارهگر حقايق باشند بلكه بهشت و جهنم را مىبينند در حالى كه همين الان در آنها خود را احساس مىكنند، مانند كسى كه به وجود آتش يقين كرده زيرا خود را در آتش ديده و وسوزش و الَم آن را بر جان خود احساس مىكند.