اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٣ - ٩- يقين در سر حد شهود
اين ٥ چيز بايد در انعكاس صور بر آينه نفس موجود باشد:
١- عدم نقصان جوهره نفس پس نفس كودك كه هنوز معلومات برايش حاصل نشده قابليت تحمل صور را ندارد (اين به منزله عدم عيب و نقص ذاتى در جوهره آينه است).
٢- صفاء نفس از كدورات ظلمت طبيعت و پليدىهاى معاصى و پاك كردن نفس از رسوم عادات و زشتىهاى شهوت و بالجمله زدودن زنگارهايى كه بر قلب نشسته است، زنگارهايى كه قرآن مىفرمايد: «بَلْ ران عَلى قُلوبِهم ما كانوُا يَكْسِبوُن» [١] «بلكه زنگ نهاده بر دلهاى آنها (مُكَذّبان) آنچه انجام دادند» و اين به منزله صيقل دادن آينه از زنگارهاو كثافات است.
٣- توجه و التفات نفس به مطلوب، پس نبايد تمام همّ شخص معطوف به امور دنيوى و اسباب زندگى و خواطر مشوّش باشد، و اين به منزله محاذات و مقابله است.
٤- تخليه نفس از تعصب و تقليد و اين به منزله ارتفاع حُجُب و موانع است.
٥- تحصيل مطلوب از تاليف مقدمات مناسبِ با مطلوب بر ترتيب مخصوص و شرايط مقرّره و اين به مثابه اطلاع بر جهتى است كه صورت در آن است اگر موانع افاضه حقايق بر طرف شود نفوس، آگاه و عالم به جميع اشيا مرتسم در عقول فَعّاله مىشود، زيرا هر نفس چون امرى ربّانى و جوهرى ملكوتى است، به حسب فطرت صلاحيّت شناختن حقايق را دارد، و از اين جهت امتياز از ساير مخلوقات مثل آسمانها و زمين و كوهها داشته، و قابليت حمل امانت [٢] الهى را كه همان معرفت و توحيد است دارد، پس محروم بودن نفس از شناختن اشيا
[١]. سوره مطفقين، آيه ١٥.
[٢].- اشاره به آيه ٧٢ سوره احزاب است «انّا عَرَضنَا الامَانَةَ عَلَى والارضِ السَّماواتِ وَ الجِبالِ فَابَيْن انْ يَحْمِلْنَهَا وَاشْفَقْنَ مِنهَا و حَمَلَها الانسَانُ انّه كان ظَلوُمَاً جَهوُلًا».