اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٣ - ١- گفتار صحيح
به اين دره پرتاب مىكند، انسانهاى وارسته را بايد با زبانشان شناخت، هركس زبانش داراى قيد و بندى است. او مؤمن است و الّا اگر هرچه مىخواهد مىگويد و توجهى به پيامدهاى گفتار خود ندارد، انسان خوب و شايستهاى نيست، اگرچه نماز شب بخواند.
حديثى از پيغمبر (صلى الله عليه وآله) است كه اگر انسانى زبانش قيد و بند ندارد به سر و صداهايش توجه نكنيد، بايد گفت واقعاً چنين است اگر چنين انسانى به مكه هم برود به قول امام صادق (عليه السلام) كه فرمودند: «ما اكثَرَ الضَجيج واقَلّ الحجيج» «چقدر ضجّه زننده و ناله كننده زياد و حاجى كم است»، اين شخص كه قيد و بندى براى زبانش ندارد، حاجى واقعى نيست، بلكه اذكار او غير از ضجّه چيزى نيست.
پس روشن شد كه در كنار بركات زياد بيان و لسان آفات زيادى هم نهفته است، [١] و شايد به جرأت بتوان ادّعا كرد، كه اين عضو به موازات بيشترين خيراتش، بيشترين آفات را نسبت به اعضاء ديگر دارد. [٢] و براى همين جهت علماء اخلاق بابى را در كتابهاى اخلاقى خود تحت عنوان آفات اللسان باز كردهاند، مثل مرحوم فيض كاشانى در محجّة البيضاء، مرحوم نراقى در جامع السعادات، مرحوم فيض شايد ٥ صفحه از كتاب خود را اختصاص به آسيبهاى زبان و گناهان ناشى از آن داده است.
تائيد مطالب فوق دو روايت به عنوان شاهد ذكر مىكنيم تا اهميت زبان و عذابى كه به آن داده مىشود، روشن شود:
١. عن الباقر (عليه السلام):
«انّ هذا اللسانَ مِفتاحُ كلِّ خير وشرّ فَيَنْبَغى لِلْمؤمِن انْ
[١]. قال على عليهالسّلام: لِلكلام آفاتٌ (براى كلام آفاتى است) غررالحكم- ميزان الحكمة، جلد ٨، صفحه ٥٠٠.
[٢]. قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله «انَّ اكثَرَ خطايا ابن آدم عليهالسلام فى لِسانِهِ»: «به درستى كه اكثر خطاهاى فرزند آدم عليهالسلام (انسانها) در زبانش نهفته است». مُحَجَّة البيضاء جلد ٥ صفحه ١٩٤- ميزان الحكمه جلد ٨ صفحه ٥.