اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٢ - ١٣- روح قناعت
كلام پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه وآله):
«الفَقْر فَخْرى»:
«فقر افتخار من است» اشاره به فقر عرفى و خفيف المؤونه بودن است، يعنى كم نيازى و خفيف الحاجه بودن مدال افتخار من است؛ البته محتمل است كه اشاره به فقر ذاتى باشد
(انتم الفقراء الى الله و الله هو الغنى)
كه همه مخلوقات ذاتاً محتاج و فقيرِ خداوند متعال و غنّى بالذات هستند.
علماء اخلاق، فقر [١] عرضى را به چند قسم تقسيم كردهاند: ١- فقرى كه در آن فقير راغب به مال است، به طورى كه اگر راهى براى يافتن و به دست آوردن آن پيدا كند، اگرچه با مشقّت زيادى همراه باشد، آن مال را طلب مىكند، اين فرد را فقير حريص نامند.
٢- فقرى كه فقير در آن وجود مال را محبوبتر از عدم آن دانسته، ولى مثل حالت اول به سراغ آن نرفته؛ بلكه اگر براى او آورده شود گرفته و خوشنود است، اين فرد را فقير قانع گويند.
٣- فقرى كه در آن فقير از مال كراهت داشته، و از آن فرارى و بيزار است، اين فرد را فقير زاهد گويند كه اگر اعراض و تزهّد او به خاطر خوف از عقاب باشد، فقير را «فقير خائف» و اگر براى شوق به ثواب باشد «فقير راجى» (اميدوار) گويند.
٤- فقرى كه در آن فقير نسبت به مال دنيا بىتوجه مىشود، و اغراض دنيوى و اخروى را فراموش كرده و فقط روى توجه با تمام وجودش به خالق متعال دارد، اين فرد را «فقير عارف» گويند و در واقع چنين شخصى (مستغنى راضى) بايد نام نهاده شود، زيرا كمنيازى او نوعى بىنيازى است، بى نيازى و استغناء نسبت به ما سوى الله و راضى به هر چه از محبوب به او مىرسد، اين نوع فقر كه در پرهيزكاران خفيف الاحتياج بروز مىكند، مافوق زهد است، زيرا در زهد، زاهد
[١]. رجوع شود به جامع السعادات، جلد ٢، صفحه ٧٨ و معراج السعادة، صفحه ٢٨٩.