اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٢ - ٤ و ٥- چشم و گوش حقبين و حقشنو
و خوشگذرانى و مفاسد اخلاقى آنها تأمين نمىشد، دست از كار كشيده و چه بسا پروژهها را رها كرده و مىرفتند.
در فقه ما ياد گرفتن صنايع مورد نياز مسلمانان واجب كفايى است، يعنى بر همه واجب است كه صنايع مورد نياز جامعه را ياد بگيرند و در صورتى كه همه بىاعتنايى كنند و به دنبال تعلم آن نروند همه مسئول و گنهكاراند. ولى اگر بعضى قيام به اين امر كنند وجوب از بقيه هم ساقط مىشود، بايد به حد نياز، علوم و تكنيك را فرا گرفت، زيرا اين يادگيرى مقدمه حفظ نظامى است كه حفظ آن بر همه مسلمانان واجب است.
مطلب قابل توجه ديگر اين كه انسان بايد نظر كند كه چه علمى را از چه منبعى دريافت مىكند، زيرا علم به منزله غذاى روح است و از امام باقر (عليه السلام) در ذيل قول خداوند تعالى: «فَلْيَنْظُرِ الانسانُ الى طَعامِه» [١]: «پس بايد نظر كند انسان به سوى طعام خود» آمده:
«فلينظر الانسان الى عِلمِه الذى يأخذه عن مَن ياخُذُه» [٢]
«بايد انسان نظر كند به علمى كه اخذ مىكند و متوجه باشد كه از چه كسى دريافت مىكند» يعنى مراد از طعام، علم است كه طعام روح مىباشد و اين طعام جاى تامّل و دقت دارد كه از چه كسى و چه منبعى دريافت مىشود.
اين دقت در اخذ علوم بسيار ضرورى است، زيرا چنانچه از غزالى نقل شده اگر انسان بخواهد علم خود را رهاكند، علم او را به خود وانمىگذارد، بلكه
«امّا انْ يُحْيِيَحهُ حياء الابد وامّا انْ يُهلِكَه هلاك الابد»
يا علم آدمى را براى هميشه زنده مىكند و يا به ورطه هلاكت ابدى او را سوق مىدهد، زيرا انسان اگر علم نافع اخذ كند آن علم تمام شؤونات او را دربرمىگيرد و به او حيات
جاويدان مىدهد.
[١]. سوره عبس، آيه ٢٤.
[٢]. تفسير البصائر، جلد ٥٢، صفحه ٣٥٥ نقل از اختصاص و كافى.