اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٣ - ٤ و ٥- چشم و گوش حقبين و حقشنو
چنانچه امام على (عليه السلام) فرمود:
«بالعلم تكون الحياة» [١]:
«به وسيله علم حيات تثبيت مىشود» و اگر علم ضارّ يا بىمنفعت اخذ كند تمام شؤونات او را تحت تأثير قرار داده و حالت انفعالى نسبت به اين علوم به خود مىگيرد. و علاوه بر اين كه خيرى نمىبيند «اعلم انّه لاخير فى علم لا ينفع» [٢] و علمش مؤثر واقع نمىشود «علم لاينفع كدواء لاينجع» [٣] بايد از اين گونه علوم به خدا پناه برد؛
اللهم انى اعوذ بك مِنْ علم لاينفع [٤]
و چه بسا اگر جاهل بود نافعتر بود
(رُبَّ جهل انفع من علم) [٥]
وجهل او مُنجى او بود
(ربّ جاهل نجاتُه جَهْلُهاً). [٦]
نافع بودن علم و مضر بودن آن برخاسته و منبعث از ارزشهاى مكتب است. مكتب بايد هدف والا را براى انسان روشن كند تا در پرتو اين روشنايى، معلومات تنظيم شود، اگر مكتب سر در گم باشد و هدفى منطقى را دنبال نكند طبعاً علمى كه صاحب چنين مكتبى دنبال مىكند نافع نخواهد بود.
جمله
«وَقَفوُا اسماعهم على العلم النافع لهم»
نشان مىدهد كه ابتدا دانستهاند در چه راهى سير مىكنند و براى چه آمده و به كجا مىروند، سپس پژوهشها و تحقيقات خود را با همان هدف پى مىبرند و به عبارت ديگر جميع اعمال پرهيزكاران متّكى بر ابعاد شناخت و علوم دريافتى آنها و همسو براى رسيدن به هدفى واحد و الهى است و اينچنين عالمانى مصداق روايت امام باقر (عليه السلام) هستند كه «عالِمٌ يَنْفتَفع بِعلمه افضَلُ مِنْ سَبْعينَ الف عابد»: «عالمى كه از علمش استفاده
[١]. ميزان الحكمة، جلد ٦، صفحه ٤٥٢ نقل از غررالحكم امام على عليهالسلام.
[٢]. نهجالبلاغه، نامه ٣١ در وصاياى حضرت على عليهالسّلام.
[٣]. ميزان الحكمة، جلد ٦، صفحه ٥٠٧ نقل از غررالحكم امام على عليهالسلام.
[٤]. ميزان الحكمة، جلد ٦، صفحه ٥٠٧ (روايت از رسول خدا) در تعقيبات نماز عصر همچنين وارد شده است اللهم انى اعوذ بك مِنْ نفس لاتَشْبَع ومِنْ علم لايَنفع «مفاتيح الجنان».
[٥]. ميزان الحكمة، جلد ٦، صفحه ٥٠٧ نقل از غررالحكمه على عليهالسلام.