اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١ - هدف آفرينش
كه در درّه قياس و تشبيه گرفتار شدهاند، و خالق را به مخلوق تشبيه كردهاند، دو دسته دليل نقلى [١] و عقلى است: امّا نقلى، در قرآن آياتى است كه مورد استشهاد آنها قرار گرفته و براى نمونه ٣ آيه را ذكر مىكنيم:
١. افَحَسِبْتُمْ أَنّما خَلَقْناكُم عَبَثاً وَانّكُم اليَنا لاتُرجَعون. [٢]
«آيا چنين مىپنداريد كه ما شما را عبث آفريديم و فكر مىكنيد بازگشت شما به سوى ما نيست»؟
٢. ما خَلَقْتُ الجِنَّ وَالانسَ الّا لِيَعْبُدوُنِ [٣] «خداوند مىفرمايد جن و انس را خلق نكردم مگر براى اين كه عبادت كنند مرا.»
٣. ماخَلَقْنا السَّماءَ وَالارْضَ وَما بَيْنَهُما باطِلًا ذلِكَ ضَنُّ الّذينَ كَفَروُا [٤] «ما آسمان و زمين و هرچه بين آنها است را باطل نيافريديم و بىهدف بودن عالم خلقت، گمان كافرين است» از اين سه آيه روشن شد كه خلقت خداوند از روى غرض و هدفى بوده است.
اما دليل عقلى اين است كه اگر افعال خداوند بدون غرض باشد، عبث و كارى بىفايده و لغو است و اين قبيح است و قبيح از حكيمى چون خداوند صادر نمىشود.
و اما در جواب اشاعره كه گفتند: «غرضدار بودن افعال الهى موجب استكمال نقصى است» مىگوييم: اين درصورتى است كه غرض عايد به خداوند
[١]. ادلّه شيعه در اصول و فروع دو دسته است: ١. نقلى ٢. عقلى. دليل نقلى هم شامل كتاب (قرآن مجيد) سنت و روايات معصومين و اجماع (اتفاق علماى اسلام) مىباشد. پس ادله شيعه چهار چيز است: ١. كتاب ٢. سنت ٣. اجماع ٤. عقل.
[٢]. سوره مؤمنون، آيه ١١٥.
[٣]. سوره ذاريات، آيه ٥٦.
[٤]. سوره ص، آيه ٢٧.