اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠ - هدف آفرينش
ماست، به افراد اعطا نمىكنيم الا به قدر معلومى» به قدرى كه افراد صلاحيّت و ليقات پذيرش آن را دارند. به آنها اعطا مىشود، هر كس به اندازه ظرف وجودى خودش از باران رحمت الهى بهرهمند مىشود.
٢. كمال مطلق فياض است: كمال مطلق و دارنده خزائن و منابع اشيا اعم از علم و قدرت و غيره. نور پراكنى و نورافشانى مىكند، او دائماً افاضه فيض مىنمايد، خورشيد كه كمالى درحد خود است، نورافشانى مىكند، امّانه به خاطر رفع احتياجى كه خود دارد، بلكه براى رفع احتياج طالبان فيض و كسانى كه نقصانى در نورانيّت دارند، و هرچه كمال بالاتر رود تا به بىنهايت رسد، بىنهايت نور و فيض از خود اشاعه مىكند، تا هر فردى با ظرف وجودى خود و لياقت اكتسابى خود چه مقدار برداشت نمايد، هرچه ظرف و سعه وجودى گستردهتر شود، بيشتر دريافت نور مىنمايد كما اين كه ظرف هرچه بزرگتر باشد باران در آن بيشتر مجتمع مىشود، على (ع) به كميل فرمود: «انَّ هذهِ القُلوبَ اوعِيَةٌ فَخَيْرُها اوْعيها»: «اين قلبها ظرفهايى است كه بهترين آنها نگاهدارندهترين آنها است و به تعبير ديگر وسيعترين آنها است.»
٣. افعال خداوند معلل به اغراض و هدفدار است: علماى بزرگوار از شيعه و فرقه معتزله از اهل تسنن متّفق هستند كه افعال خداوند روى غرضها و غاياتى صادر مىشود به خلاف فرقه اشاعره از اهل تسنن كه قائلاند افعال خداوند، داراى اغراض نيست، زيرا همان گونه كه ما كارى را انجام مىدهيم تا به اغراض آن رفع نياز كنيم مثلًا وقتى خانه مىسازيم، براى رفع نيازمان به مسكن است، لازم مىآيد خداوند نقصانى در او باشد و با اين غرض رفع آن نقصان را كرده و مستكمل شود، و اين بالضروره باطل است، زيرا خداوند را نقصانى نيست كه رفع آن كند.
ادلّه عدليه يعنى شيعه و معتزله در هدفدار بودن افعال الهى و در ردّ اشاعره