اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢ - هدف آفرينش
باشد، درحالى كه چنين نيست، بلكه نفع افعال او يا به بندگان برمىگردد يا به كل نظام وجود بازگشت مىكند. [١]
با اين توضيح روشن شد: افعال خداوند هدفدار است، و الا عبث و لغو لازم مىآيد و بر حكيمى از مخلوقات قبيح است، چه رسد به خالق حكما كه تعالى اللّه عن ذلك علواً كبيرا (خداوند متعال دور از چنين پندارهاى باطلى است كه به او نسبت قبيح داده شود).
در ذيل اين بحث به حديث قدسى معروف «كُنْتُ كَنْزاً مَخْفِيّا» اشاره شود، كه بعضى خيال مىكنند، اين حديث شاهدى براى اين مطلب است كه خداوند نفعى از خلقتش مىبرد، ولى بعد از بررسى روشن خواهد شد كه يكى از ادلّه عدليه از سنت مىتواند همين حديث باشد «كُنْتُ كَنْزاً مَخْفِيّاً فَاجْبَبْتُ انْ اعْرَفُ فَخَلَقْتُ الخَلْقَ لِكَى اعْرَف» خداوند مىفرمايد: من كنز و گنج پنهانى بودم، و دوست داشتم كه شناخته شوم به همين جهت خلق كردم مخلوقات را تا شناخته شوم.
ظاهر اين حديث نشان مىدهد كه خداوند از هدف و غرض خلقت خود سود و فايدهاى برده و آن شناخته شدن او است، ولى در جواب بايد گفت: اولًا سند اين حديث ضعيف و مرسل است، يعنى در سلسله سند ارسال حاصل شده و اين موجب ضعف و عدم اعتبار حديث است.
ثانياً اگر گنجى را عدهاى بيابند نفع آن به گنج مىرسد يا به يابندگان آن؟ مسلّماً به يابندگان نفعى رسيده، در بحث ما هم عارفان الهى سود بردهاند نه خداوندى كه به عنوان گنج پنهانى خود را معرفى مىكند، بله عارفان و يابندگان او سود مىبرند، و سرمايه عظيمى مىاندوزند، و اى كاش ما هم در زمره اينان بوديم،
[١]. باب حادى عشر، چاپ مركز نشر كتاب، صفحه ٣٢.