اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٠ - ٩- يقين در سر حد شهود
هر كس اعطاء شود، خير كثير به او اعطا شده است.
در بحث منابع شناخت و معرفت به منبعى به نام مكاشفه و شهود مىرسيم، يعنى درك و حسّى غير از اين درك و حس معمولى، همان منبعى كه اين جوان به آن رسيده است، درك و حسى كه حقايق اشيا براى انسان همانگونه كه هست مشهود مىگردد، شواهدى هم از آيات و روايات مىتوان استفاده كرد.
١- نقل شده كه پيامبر (صلى الله عليه وآله) به مسلمانان فرمودند: «بياييد به قبرستان بقيع رويم و در آنجا نماز ميّت گزاريم، زيرا برادرى از شما به نام نجاشى فوت كرده است او علاقمند به اسلام و پناه دهنده مهاجرين مسلمان بود»، پيامبر (صلى الله عليه وآله) به همراه اصحاب به بقيع آمدند و در آنجا نماز گزاردند گويى حضرت با چشمان مبارك خود نجاشى را نظاره مىكردند، اين كار چشم عادى نيست، اين عمل چشم غير مسلح به يقين نيست، بلكه دركى و شعورى ماوراء درك و شعور ظاهرى است، اين شهود است.
٢- درباره جنگ موته دارد كه لشكر اسلام به سركردگى جعفربن ابيطالب به سرحدّات شام و حجاز رفتند، در حالى كه نيروهاى اسلام قريب ٣٠٠٠ و لشكر دشمن قريب ١٠٠٠٠٠ بودند، جعفر، عبدالله بن رواحه و زيد بن حارثه از شهدا اين جهاد بودند، ولى در نتيجه مسلمانان بدون شكست از ميدان بازگشته و دشمن عقبنشينى كرد، فاصله مكه تا سرحدات شام بسيار زياد است، ولى روايت كردهاند، پيامبر (صلى الله عليه وآله) نماز صبح را خوانده، و بر منبر صعود كرده، فرمودند: «الان سربازان اسلام در مقابل كفر قرار گرفته، پرچم به دست جعفر است، آه دست راستش را قطع كردند، بعد دست چپش را، پرچم را به سينه چسبانيد، آه بر زمين افتاد، رواحه پرچم را برداشت، گويا پستى و بلندىها تعديل شده، و زمينى مسطح در برابر پيامبر (صلى الله عليه وآله) ايجاد شده كه همچون خبرنگارى كه از نزديك واقعه را نظارهگر است،
پيامبر (صلى الله عليه وآله) به تماشا و گزارش نشستهاند، آيا اين درك عقل است، يا ديدهاى از ديد چشم ظاهرى، نه اين بينش و نگرشى از درون جان و چشمى از ژرفاى نهاد آدمى است، اين درك