اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥١ - ٩- يقين در سر حد شهود
سومى وراء عقل و چشم ظاهرى است.
٣- درباره جنگ احد آمده، زمانى كه جنگ خاتمه يافت، على (عليه السلام) به نزد پيامبر (صلى الله عليه وآله) آمده و عرض كردند: «مردم فرار كرده بودند، و شما تنها بوديد، من مثل پروانه گرد شما مىگشتم، ١٦ ضربه سنگين بر بدنم وارد آمد، در ٤ ضربه روى خاك افتادم، و هر بار مىديدم شخص خوشرو خوشبويى زير بازوى مرا مىگيرد، و بلندم مىكند، و مىگويد: بشتاب به يارى رسول خدا (صلى الله عليه وآله)، اين شخص كه بود»؟ پيامبر (صلى الله عليه وآله) فرمودند: «جبرئيل امين بود». [١]
بعد از همين جنگ مكالمات بسيار جالبى بين مولى و پيامبر (صلى الله عليه وآله) انجام گرفته كه خود حضرت على (عليه السلام) در نهجالبلاغه [٢] به آن اشاره كرده است: على (عليه السلام) با حالتى غمگين به نزد پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله) آمده و پيامبر (صلى الله عليه وآله) علت ناراحتى او را جويا شدند، على (عليه السلام) عرض كرد افسوس مىخورم كه چرا شهيد نشدم، پيامبر (صلى الله عليه وآله) فرمودند: «على جان غصّه نخور
«ابْشِز فَانّ الشهادة مِنْ وراءك ... فكيف صبُرك اذاً»:
«بشارت باد تو را، زيرا به شهادت خواهى رسيد ... پس چگونه است صبر تو در آن هنگام؟!» حضرت در جواب مىگويد:
«يا رسول الله: ليس هذا من مواطِنِ الصبر ولكّن من مواطِنِ البُشْرى والشكر»:
«اى رسول خدا: اين مقام، از مواضع صبر نيست، بلكه از مواضع بشارت و شكر است) صبر در برابر مصيبت و نقمت است، و شهادت نعمت و كرامت است، سؤال كنيد، چقدر شكر مىكنى؟
آرى مردم آزاده و دورانديش و طالب سعادت بايد به تماشاگه راز اين متّقى آيند، و از جلوههاى يقين و معرفت او طرفى بندند، و از نداى ملكوتى
«فزت و ربّ الكعبه»
او بعد از شكافتن فرق نازنينش بهره برگيرند، و به هوش باشند، از فردى الهام گيرند كه وقتى او در اثر آن ضربت به بستر بيمارى افتاد و ممنوع الملاقات
شد و امام حسن (عليه السلام)
[١]. شبلنجى اين قسمت را در نورالابصار چاپ دارالفكر، صفحه ٩٧ آورده است.
[٢]. خطبه ١٥٥، فيضالاسلام و ١٥٦ صبحى صالح.