اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٣ - ٩- يقين در سر حد شهود
آنها به آنچه جاهلان از آن وحشت دارند انس گرفتهاند در دنيا با بد نهايى زندگى مىكنند كه ارواحشان به جهان بالا پيوند دارد. آنها خلفاى الهى در زميناند و دعوت كنندگان به دين خدا. آه آه چقدر اشتياق ديدار آنها را دارم». [١]
آرى از چيزهايى كه جاهلان از آن وحشت دارند، ولى پرهيزكاران با آنها مأنوساند، جاهلان از تنهايى خوف دارند، و زمزمه زبان قلب آنها اين است، خواهى نشوى رسوا همرنگ جماعت شو، ولى متّقى گويد همرنگ جماعت شدنت رسوايى است،
«لا تَسْتَوحشوا فى طَريقِ الهُدى لقِلّةِ اهلِه»
[٢]: «در مسير هدايت و حق از كمى ياور احساس وحشت نكنيد» اگر همه در خط شرق و غرب هستند تو در مسير نه شرقى نه غربى سير كن و بمان و وحشت نداشته باش كه راه همين است و بس. پس روح ايمان يقين است، بايد عبادت مرد تا به مقام يقين رسيد.
قرآن مىفرمايد: «وَاعْبُد رَبَّك حَتّى يَاْتَيَك اليَقينُ» [٣] تفسير معروف اين كلام چنين است كه عبادت كن تا زمان مرگ (يقين را كنايه از مرگ مىگيرد) زيرا در آن لحظات انسان يقين مىكند، كه تمام ابلاغات رُسُل و ائمه عليهمالسّلام حقيقت بوده است، در آن لحظات شهود حاصل شده، پردهها كنار رفته، و حقايق را زير سايه نور يقين مىبيند، مفسرين شاهدى بر اين تفسير كه يقين كنايه از مرگ است ذكر كردهاند، و آن اين است: «كُنّا نُكذِّبُ بيَومِ الدِّينِ- حَتّى أَتانَا اليقينُ» [٤]: «ما تكذيب قيامت را مىكرديم تا اينكه مرگ به سوى ما آمد» (و در آن لحظه يقين به گفتار الهى كرديم).
[١]. نهجالبلاغه، كلمات قصار، كلمه ١٣٩ فيضالاسلام و ١٤٧ صبحى صالح
[٢]. نهجالبلاغه، خطبه ٢٠١ صبحى صالح- ١٩٢ فيضالاسلام.
[٣]. سوره حجر آيه ٩٩.
[٤]. سوره المدثّر آيات ٤٦ و ٤٧.