اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٠ - ٢٢- درمان طلبيدن از قرآن
سبقت را از ديگران ربود). [١]
و همچنين فرمود:
«و تَعَلَّمُوا القُرآنَ فَانَّه احسنُ الحديث و تفقَّهوا فيه فانّه ربيع القلوب و استشفوا بنوره فانه شفاء الصدور، و احسنوا تلاوته فانّه انْفَعُ
القَصَص» [٢]:
«قرآن را ياد بگيريد كه بهترين كلام است، و در آن تفقّه و دقت و تأمل كنيد، كه بهار قلبها است، (يعنى موجب شكوفائى قلوب است) و به نور آن طلب شفا كنيد كه شفاى سينهها و دلها است، و خواندن آن را نيكو كنيد كه بهترين گفتنى و نافعترين سخن است». [٣]
امام سجاد (عليه السلام) نيز در يكى از دعاهاى صحيفه سجاديه كه در مورد ختم قرآن است، چنين مىفرمايد:
«وَ جَعَلْتَهُ نوراً تهتدى من ظُلم الظَلالة و الجَهالَة باتّباعه و شِفاء لِمَنْ أَنْصَتَ بِفَهمِ التصديق الى اسْتِماعه»:
«و قرار دادى (اى خداوند متعال) قرآن را به صورت نور كه هدايت جوئيم از ظلمتهاى گمراهى و جهل به وسيله پيروى كردن آن، و قرار دادى آن را شفاء و درمان براى كسى كه سكوت كرد براى شنيدنش، آن هم شنيدنى از روى تصديق و باور نمودن (نه از روى تكذيب و انكار)» [٤] و اين همان نكتهاى است كه عرض كرديم، انسان بيمار وقتى بهبودى مىيابد كه خود طالب بهبودى باشد.
بهترين دليل براى شفابخشى قرآن مقايسه وضع اسفبار جاهليت قبل از اسلام با بعد از اسلام است، ديديم كه: چگونه عرب جاهلى كه بوئى از انسانيّت نبرده بود، و جز خونريزى و خونخوارى چيزى به ياد نداشت، با آمدن قرآن و به كار بستن آن و متابعت از طبيب زمان خود پيامبر عظيم الشان اسلام (صلى الله عليه وآله) به كجا رسيد، به
[١]. نهجالبلاغه خطبه ١٥٦ صبحى صالح و ١٥٥ فيضالاسلام.
[٢]. قَصَص (به فتح قاف) مصدر و به معنى قصه گفتن و قِصَص (به كسر قاف) جمع قصّه و به معنى قصهها است.
[٣]. نهجالبلاغه خطبه ١١٠ صبحى صالح و ١٠٩ فيضالاسلام.
[٤]. صحيفه سجاديه، دعاى ٤٢.