اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٩ - ٢٢- درمان طلبيدن از قرآن
در مورد متّقيان صادق است كه در خطبه متقينمى فرمايند از قرآن شفا مىطلبند در حالى كه پرهيزكار و متقى، هستند نه كافر و نه منافق؟!
در جواب گوئيم: مرضهائى مثل كفر و نفاق و غىّ و ضلال كه در سرحد كفر باشد، براى آنها نيست، و اين كلام مولى شفابخشى قرآن را نسبت به كافرين بيان مىكند، (البته در صورتى كه خود در صدد شفا خواهى باشند) علاوه بر اينكه متقيان براى عدم انحراف و پيشگيرى از مبتلا شدن به اين امراض بايد آن نسخه را مورد عمل قرار دهند، يعنى گرچه مبتلا نشدهاند، ولى براى جلوگيرى از ابتلاء نياز به قرآن دارند، و اما حضرت در كلمات ديگرى شفابخشى قرآن را براى مطلق امراض كه شامل غير امراض كفّار و منافقين است، بيان فرمودهاند.
در جاى ديگر از نهجالبلاغه مىخوانيم:
«الا انّ فيه علم ما ياتى و الحديث عن الماضى و دواء دائكم و نظم ما بينكم»:
«آگاه باشيد كه در آن (قرآن) علم خبرهاى آينده و داستان حوادث اقوام گذشته و دواى دردهاى شما و نظم زندگى اجتماعى شما است». [١]
در جاى ديگر مىفرمايد:
«و عليكم بكتاب الله فانه الحبل المتين و النور المبين و الشفاء النافع و الرَّى الناقع و العصمة لِلْمُتُمَسّك و النجاة للمتعَلّق، لا يَعوَج فيُقام و لا يَزيغ فَيُستَعْتَب «ولا تُخْلقُه كثرة الردّ» و وُلوج السَّمع من قال به صدق و من عمل به سَبَقَ»:
«شما را توصيه مىكنم به كتاب خداوند كه رشته محكم و روشنائى آشكار و شفاى نافع و سيرابى گوارا است، هر كس به آن روى آورد، در امان است، و هر كس به آن چنگ زند نجات يابد، كجى در آن نيست تا نياز به راست شدن داشته باشد، و خطا نمىكند كه عتاب و ملامت شود و كثرة تكرار و زياد شنيدن آن، آن را كهنه نمىكند، هر كس تكلم به قرآن كرد صادق و هر كس عامل به آن شد گوى
[١]. نهجالبلاغه، خطبه ١٥٨ صبحى صالح و ١٥٧ فيضالاسلام.