اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٤ - زيربناى علم اخلاق
|
غافل مشو كه مركب مردان مرد را |
در سنگلاخ وسوسه پيها بريدهاند |
نبايد فكر كرد حضرت يوسف (عليه السلام) قدرتى فوق انسانهاى معمولى و استعدادى الهى داشت، كه: خود را از منجلاب معصيت حفظ كرد، نه؛ زيرا افراد معمولى كه توانستهاند در پرتگاههاى شهوت خود را حفظ كنند، بسيارند.
از جمله اين افراد ابن سيربن است، داستان او معروف است كه بزّازى و پارچه فروشى مىكرد، و روزى زنى هوسباز بواسطه چهره زيباى او فريفته جمال و قيافه وى شده، و به بهانه پارچه خريدن او را به درون خانه كشيده، از وى طلب وصال كرد. ابن سيرين كه خود را در دام ديد، هر چه كرد نتوانست زن را راضى كند دست از خواسته و ميل شيطانى خود بردارد، بناچار به خدا پناه برده و با تمام وجود از خدا خواست تا او را از اين مهلكه نجات دهد، و در اثر اين ارتباط با مبدأ فيض، برقى در ذهنش جهيدن كرد و فكرى به خاطرش آمد و از زن خواست تا براى قضاى حاجت به دستشوئى رود و سپس آمده و به خواهش زن جواب مثبت دهد. زن راضى شده و ابن سيرين رفته و خود را با كثافات درون دستشوئى آلوده كرد، و به نزد زن آمد، زن وقتى او را در چنين حالت يافت او را از خانه بيرون كرده و به اين وسيله ابن سيرين از دام شهوتى كه شيطان براى او گسترانيده بود جان سالم به در برد. گويند در اثر فرار از اين معصيت و پناه بردن به درگاه الهى، خداوند علم تعبير