اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٨ - ٣- روش آنها تواضع است
خداوند او را براى تكبّر و سركشى خُرد و كوچك و به سبب بلندپروازى پست نمود؟! و آتش فروزان دوزخ را در آخرت براى او مهيا نمود.
چنانكه در قرآن كريم سوره حجر آيه ٣٤ و ٣٥ مىفرمايد: «قال فَاخْرُجْ مِنها فِانَّكَ رَجيمٌ و انَّ عَلَيكَ اللَّعنَةَ الى يَومِ الدِّينِ»: «خداوند فرمود از بهشت بيرون رو كه تو رانده شدى، و تا روز رستاخيز بر تو لعنت است» و در آخرت براى او آتش برافروخته آماده فرمود، (چنانكه در قرآن كريم سوره ص آيه ٨٥ مىفرمايد: «لَامْلَئَنَّ جَهَنَّمَ مِنكَ و مِمَّنْ تَبِعَكَ مِنْهم اجمَعينَ»: «دوزخ را از تو و از همه آنان كه پيرو تو هستند از آدميان و جِنّيان پر خواهم نمود».
٢- مسئله تواضع و تكبّر در علم و عدم علم تاثير مىگذارد، انسان متواضع اگر مسئلهاى را نداند، سؤال كرده و بر علم خود مىافزايد، و برعكس انسان متكبّر با سؤال نمىخواهد شكوه ساختگى و دروغين خود را بشكند و اساساً يكى از حجابهاى شناخت، تكبر است. اگر انسان متواضع شد زمينه علم افزايى او فراهم شده و علم هم زمين تواضع را متقابلًا فراهم مىكند، زيرا تواضع و علم رابطه تنگاتنگ و مستقيمى با هم دارند و چرا علم تواضع نيافزايند، در صورتى كه درخت پربار با سرفرو آوردن شاخههاى ميوهدارش ابراز تواضع نيافريند، تكبر و بزرگى فروختن مانع از رسيدن علمى است كه به منزله آب حياتبخش روح و روان است،
و به قول شاعر:
|
افتادگىآموز اگر طالب فيضى |
هرگز نخورد آب زمينى كه بلند است |
شاعر ديگرى درباره تكبر و بالانشستن ظاهرى در حالى كه درون تهى از فضائل و كرامات است، اينچنين سروده:
|
من از بيقدرى خار لب ديوار فهميدم |
كه ناكس كس نمىگردد از اين بالا نشستنها |