اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٠ - ٩- يقين در سر حد شهود
اخلاقى و دورى از علايق و زخارف دنيوى و ريشه كن كردن هواها و افكار شيطانى دارد.
|
در ره منزل ليلى كه خطرها است در آن |
شرط اول قدم آن است كه مجنون باشى |
|
او را به چشم پاك توان ديد چون هلال |
هر ديده جاى جلوه آن ماه پاره نيست [١] |
در عرفان اسلامى اين مرحله را چنين توضيح مىدهند: درجه سوم حق اليقين است و آن تَلَألُؤ نور صبح كشف است، سپس راحت شدن از سنگينى تعيّن بر دوش جان سپس فنا در حق اليقين، حق اليقين تحقق به حقيقت علم حق است، با فنا از بود خود و علم خود، به اين معنى كه تجلّى نور حقيقت است، بر ظلمت منيّت انسان، به طورى كه انسان بر اثر آن تجلّى از ميان برخيزد، چون از ميان برخاست و خودى بر جاى نماند، از سنگينى بار يقين رها مىشود، زيرا قبل از آن تجلّى، موجودى بود آراسته به صفت يقين، ولى اكنون وجودى نمانده كه حامل صفت يقين باشد، و متحمل حقوقى كه يقين بر او بار كرده، بلكه به جايى رسيده كه دست حق و گوش حق و چشم حق و علم حق و راه حق و قدم حق شده، و او نيست كه به سيرش ادامه مىدهد، بلكه او را در مسير مىبرند، و از خود حركتى ندارد، حركتش مىدهند، آنگاه فنا در حقاليقين است كه ديگر از او عين و اثرى نمىبينى، همه حق است و بس، همه فنا است و بس همه تعلق و ربط است و بس ......
آرى به آنجا مىرسد كه: مانند اميرالمؤمنين على (عليه السلام) كه از نظر سرمايه ايمانى و عملى و اخلاقى پس از پيامبر (صلى الله عليه وآله) در تمام ادوار خلقت بىنظير است، چنان فانى در او مىشود كه (در مناجاتها مثل مناجات مسجد كوفه) [٢] خود را ذليل، فقير،
[١]. معراج السعادة، صفحه ٧٢، چاپ انتشارات جاويدان.
[٢]. مقدارى از اين مناجات را در عرفان اسلامى، جلد ١، صفحه ٣٤١ آورده است.