اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٨ - ٩- يقين در سر حد شهود
حقيقتى است، علم يقين مطالعت است و عين يقين مكاشفت است و حق يقين مشاهدت است.
علم يقين از سماع رويد و عين يقين از الهام رويد و حق يقين از عيان رويد، عليم يقين سبب شناختن است و عين يقين از سبب باز رستن است و حق يقين از انتظار و تميز آزاد گشتن است.
به عبارت سادهتر علم اليقين آن است كه از طريق استدلال و برهان انّى و لمّى [١] وجود چيزى را بدانند و قطع جازم به آن پيدا كنند، علماء تشبيه كردهاند به اين كه از دور دودى ديده شود و از طريق معلول پى به علت برده شود، يعنى از دود پى به وجود آتش برده شود.
در كتاب عرفان اسلامى نيز درباره علم اليقين چنين مىگويد: علم اليقين قبول برنامههايى است كه از طريق انبياء عليهمالسلام از قبيل ايمان و اسلام و معجزات كه همه دلالت دارند از جانب حقاند، به ما رسيده و نيز قبول آخرت و احوال روز قيامت و بهشت و جهنم و هرچه كه متعلّق به فرد است مىباشد و نيز ايستادگى و پا برجايى بر امورى است كه بندگان به آن هدايت مىشوند و يقين آنان تقويت مىگردد». [٢]
عين اليقين آن است كه به مرحله شهود برسد و در اين مرحله شخص با ديده بصيرت و باطن كه روشنتر از ديده بصر و ظاهر است، نظارهگر حقايق است، ذِعلب يمانى از سيد اولياء امام على (عليه السلام) سؤال كرد: «هل رايت ربّك؟» فرمودند: «لم اعبد ربّاً لَمْ ارَه» (عبادت نكردم پروردگارى را كه نديدهام) اين جواب حضرت اشاره به اين مرتبه از بصيرت دارد كه گفتم: به مراتب روشنتر از ديده بصر است.
[١]. برهان ان، از معلول به علت پى بردن و برهان لِمْ از علت پى به معلول بردن است، اولى مثل آن كه از حركت برگ درختان به وزيدن باد پى ببريم و دومى مثل ان كه از نامتعادل بودن وضع مزاجى شخصى پى به تب داشتن او ببريم.
[٢]. عرفان اسلامى، جلد ١، صفحه ٣٤٠.