اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٠ - يك دستور مهم بهداشتى
روزه گرفتن و عبادت آنها سرچشمه گرفته شده است، اين توهم پيش نيايد كه بنابر اين متقيان از قدرت بدنى كافى برخوردار نبوده، و به قول معروف شل و ول هستند، جواب اين توهم را هم مولى در نامه عثمان بن حنيف [١] فرمودهاند كه:
«الا وَ ان الشِجرةَ البريّةَ اصلَبُ عُوداً و الرَّوائعَ الخَضِرةَ ارَقُّ جُلُوداً و النباتاتِ العِذْيِة اقوى وقُودَاً و أَبْطَأُ حَمُوداً»
(آگاه باشيد كه درخت بيابانى (كه آب كم به آن مىرسد) چوبش سختتر (استوارتر) است و درختهاى سبز و خرّم (كه در باغهاى پرآب كاشته شده) پوستشان نازكتر است، و گياههاى دشتى (كه جز آب باران آب ديگرى نيابند) شعله آتش آنها افروختهتر و خاموشى آنها ديرتر است (آرى انسان هر قدر كمتر بخورد و بياشامد اندامش استوارتر و در كارزار دليرتر است، و هر قدر بيشتر بخورد و بياشامد نازك پوست و سست دل و ترسناكتر است».
اينان رنج زندگانى دنيا را مىكشند تا گنج جاودانى ابدى را برگيرند، آنها روزه مىگيرند تا عبادتى را كه خداوند نسبت آن را به خود داده (اضافه تشريفيّه) بجا آورند، و خداى را به عنوان جزاى اعمالشان تلقّى كنند، كه در حديث قدسى آمده:
الصوم لى و انَا اجزى به:
«روزه براى من است و من در مقابل آن جزا داده مىشوم». [٢]
روزه آنان روزه عوام نيست، كه روزه اخص الخاص يا لااقل روزه خواص است، صوم را به سه درجه تقسيم كردهاند:
[١]. نهجالبلاغه، نامه ٤٥.
[٢]. عبارت (انا اجزى به) را به دو گونه مىتوان قرائت كرد: ١- (أجرى به) كه متكلم مضارع معلوم از ثلاثى مجرد باشد يعنى من جزا مىدهم آن را. ٢- (اجزى به) به صيغه مجهول يعنى خود من به عنوان جزاى آن عمل قرار مىگيرم و بزرگانى همچون ملاهادى سبزوارى اين وجه را بهتر شمردهاند و اين وجه مطابق حديث شريف قدسى ديگرى است كه «من قتلته فعلىّ و من علىّ ديتهُ فَانا ديَتُه»: «هر كسى را كشتم پس بر من است خونبهاى او و كسى كه بر گردن من خونبهاى او باشد پس من خونبهاى او هستم».